(( نوش جان ))

((بســم الله الرحــمن الرحـــیــم))

کجــا هسـتی؟ لطـفا درو باز کن

کجــایی رفیــقِ قدیــمی، منــم

درُ زود وا کـن که تـب دارم و

دارم توی این کـوچه یـخ می زنم

* * *

دمـت گرم لـوطی! کجا بودی پس؟

کمـک کن بیام توو که حـالـم بده

یه عــدّه به نامـــردی ریختن سـرم

یکـی شون به پشـتم یه چـاقـو زده!

پیـشت اومــدم تا به یـاد قدیـــم

خودت زخـمامو سرشمـاری کنی

تنـم آش و لاشه…خرابم بایــد

برای رفیــقت یه کــاری کنی

یه قانــون ننـوشـته میگه بایـد

شکستِ تـو باشه شکستِ رفیق

چقــد زخـم خوردن قشنـگه اگه

بخـوای جون بدی روی دسـت رفیق!

ببیـنم چرا ساکــتی، ناخوشی؟

چرا سرتاپات از عــرق پـُر شده؟!

بهم خیـره میشی و حـس میکنم

که چشمـات دوکاسه تنـفّر شده!

چـرا دسـتـاتو بردی پشـت سرت

چیه توی مشـتت؟ نشـونم بده

بگو اونـکه دیدم یه چاقـو نبــود

اگه خـوابه لطفا تکـونــم بده!

نگـوکه کشونـدیم به این قتلگاه

تـا قـربونیِ اسـکناسـم کنی

نگـو آدرسُ اشـتباه اومـــدم

تـو مأمــوری امشب خلاصـم کنی

چیشــد که بریدی ازم توو مسیــر

سرت به کدوم سنـگ خـورده بگو؟

شـدی جیـره خوار کدوم بی شـرف

کی چاقــو به دسـتت سپرده بگو؟!!!!

خجـالت نکش…من خودم راضی ام

حریــفم تـو باشی و بازنـــده شـم

خــودم پا گذاشــتم به مسـلخ، خـودم

به کـی بهـتر از تو پنــاهنـــده شـم؟!

با لبــخنــد مـرگُ بغــل می کنم

اگـه توی دسـتای تـو باشه تیـغ

چرا دیگـرون؟ پس رفـاقـت چی شد؟

تـو بایـد گلــومو ببــُّری رفیــق!

یه جــوری ببــُّری که هیچ کس نگه

رفیــقت دمِ آخــری کــم گـذاشـت

خــودش جونُ دربرد و برگشت عقب

تــو رو توی خــطّ مقــدّم گذاشـت

نبایـد بذاری بهــت شـک کـنن

رد خـونُ از روو تنـت پـاک کن

به دسـت غریـبه ندی نعـشمو

خـودت استخونامو توو خاک کن!

فقــط ترسـم از اینه که بعـداز این

به تکــرار نامــردی عــادت کنی

با این رسـم تازه ت می ترسم یه روز

بخـوای به خـودت هم خیـانـت کنی!

به هیچ کس نمیگم چی اومد سرم

نتـرس ازکسی… درامـانی، امــان

اگـه ســور دادی روو گــورم فقط

یه پیـکم بزن جـای مـن…نوش جان!

۱۳۹۲/۰۲/۲۲

((رستگاری نصیبتان))

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • هییییییییییی @};-
  • خیلی زیبا بود.تصویر یه عاشق واقعی در مقابل یه خائن....لذت بردم =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • معذرت ميخوام چون دقيقن اين روزا تو اين موقعيتم و اين ترانه خرابم كرد... ولي خيلي تكراريه ديگه.... بسه ... كدوم رفيق؟ كدوم كشك؟؟؟
  • با يه بار خوندن نميشه در مورد اين كار طولاني نظر داد و چون مضمونشو دوست نداشتم و نتونستم باهاش ارتباط برقرار كنم حوصله ي دوباره خوندن ندارم... پس نظري نميدمو فقط ميگم حتي با وجود اين هنوزم حميده غفوريان نفر اول ترانه سراهاي مورد علاقه مه...
  • @};- @};- =D>
  • سلام دوست من... کار طولانی و نفسگیری بود اما کشش داشت
  • سلام حمیده ترانه هایی که خیلی قبل تر ازت خونده بودم رو بیشتر دوس داشتم و بنظرم ترانه باید ترانه بمونه نه اینکه خیلی شکل داستان رو به خودش بگیره
  • این همه هنر بی شک نعمتیست خانم غفوریان باید اعتراف کنم چشمام تر شد ...دوست دارم چندین و چن بار این شعر رو بخونم و بنازم به این همه زیبایی و هنر واقعا عالی بود بارها و بارها میپسندم با کمال احترام برای اینهمه هنر و زیبایی در قلم شما آرزوی موفقیت میکنم براتون خانم همیشه شاد و موفق باشید و موشتاق خوندن ترانه های بعدی شما هستم خانم @};-
  • چقــد زخـم خوردن قشنـگه اگه بخـوای جون بدی روی دسـت رفیق! متفاوت و زیبا،درود حمیده سادات درووووووووووووووووووووووووووود @};-
  • بسيار زيبا و دلنشين بود.درست مثل يه فيلم فارسي بود از جنش كاراي فردين و بهروز وثوق..امادرمورد مصرع "سرت به کدوم سنـگ خـورده بگو" بايد بگم وقتي عبارت سرش به سنگ خورد كاربرد داره كه كسي متوجه اشتباهش شده باشه و به راه درست برميگرده و كنايه از پشيمان شدن از اشتباهه اما اينجا صحبت از خيانت و نامردي به رفيقه و تضاد معنايي داره..موفق باشيد.. @};-
  • با سلام. خیلی خوشم اومد و بسیار زیبا بود و ترسناک. داستان قشنگی داشت ولی یه خورده نگران کنندس اگه انسان به این چیزها فکر کنه. یه چیزیو دوست داشتم که انجام بدی یعنی به نظر من بهتر بود اینه که مصرعها رو زیر هم ننویسی و بیت به بیت بنویسی. مثل :"با لبــخنــد مـرگُ بغــل می کنم، اگـه توی دسـتای تـو باشه تیـغ چرا دیگـرون؟ پس رفـاقـت چی شد؟، تـو بایـد گلــومو ببــُّری رفیــق!" اینطور باعث میشه که بهتر قافیه ها رو حس کنیم و برای مقایسه قافیه ها راحت تر میشه. راستش توی همین 2 بیت "تیغ" و "رفیق" نمی دونم هم قافیه هستن یا نه؟ ولی فکر کنم توی خوندن، (غ) و (ق) هم آوا هستن. البته فکر می کنم بستگی داره به اینکه تو قالب ترانه باشه یا تو قالب شعر. راستش دوس دارم شعرایی رو بنویسی که پایان خوشی داشته باشه. منظورم این نیست که مثل فیلمهای هندی به خوشی ختم بشه. بلکه دوس دارم باعث بشه آرزوی جدیدی پیش خواننده بوجود بیاد که از ادامه ی زندگی نترسه. من نمی دونم چه مشکلی برای یه شاعر پیش میاد که اینقدر از مرگ لذت می بره و از گفتن چاقویی که منتظره کشتنشه. 2 حالت داره یا اون چاقو برای یک انسانه یا برای حضرت عزراییل. به هر حال تا زمانی که زنده هستیم باید و باید به نظر من فقط به فکر دیگران باشیم. یعنی تا زمانی که حتی 1 قطره خون در بدن ما باشه، باید به فکر این باشیم که به مردم برای ادامه ی بقاءشون، روحیه بدیم حتی اگه از پشت زخم خورده باشم و این هنر یعنی انعطاف انسان در مقابل مشکلات. البته قطعا من اینطورم و دوست دارم با روحیه شاد بسرایی. شاعر باشی و توانا @};-
  • سلام حميده ي شعرهاي قشنگ! ممنونم كه هستي و مثل يه بمب ساعتي چسبيدي به شعر ;)) ;)) :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
  • درود خانم غفوریان عزیز با بغض ترانه زیبای شما را خواندم و بسیار از خواندنش لذت بردم با اینکه قبلا این کار رو از شما خوانده بودم ولی باز از خواندنش لذت بردم سپاس @};-
  • بسیار لذت بردم مخصوصا از تصویر سازی کار @};- موفق باشید @};-
  • درود خانوم حمیده عزیز معرکه عالی هیچی نمی تونم بگم .... =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • درود بر شما ترانه ی قابل تامل و متفاوتی بود احسنت @};- @};- @};-
  • زیبا بود
  • سلام خانم غفوريان خيلي زيبا بود خيلي. بر خلاف خيلي از كاراي بلند كه از نيمه كار ديگه حوصله ام كم ميشد اين كار يه گيرايي خاصي داشت كه اگه بازم ادامه داشت من رو با شوق همراه خودش ميكرد واقعا زيبا بود مرسي =D> =D> =D>
  • منم مثل دوستان برام کارتون متفاوت بود والبته دوست داشتنی تبریک که میتونید شعرهای زیبابگید :-) :-)
  • عالی بود @};- مصرع آخر خیلی عالی تر @};- @};- می پسندم @};-
  • تموم شد بالاخره! ;)) عجب تصاویری داشت.حس واقعا خوبی داشت.مثل همیشه زیبا بود بانو.جنس دردش شاید خیلی آشنا بود و این مهمترین نکته ی مثبت این ترانه ست. در ضمن خوشحال میشم نظرتون رو در مورد ترانه ی آخرم بدونم بلد نیستم مثل شما آرزوهای قشنگ بکنم فقط میگم سلامت باشید @};-
  • خانم غفوری عزیز سلام با اینکه این کارو تو وبلاگتون اگه اشتباه نکنم خونده بودم بازم بیت به بیت با دقت خوندم همیشه اینجور مواقع که نمیتونستم مشکل خاصی پیدا کنم به یه مورد که بهش اعتقاد هم دارم وطولانی بودن کار هست اشاره میکردم واین اولین باریه که صد در صد با طولانی بودن کار از لحاظ پردازش و مفهوم موافقت کامل دارم هنرتون قابل ستایشه...دستتون درد نکنه =D>
  • درود خانم غفوریان ضمن تشکر از همه مساعدت های شما ،اثری متفاوت از شما روخوندم که نشون دهنده قدرت قلم ودرک مناسب وگاها متفاوت شما ازمحیط پیرامونی است موفق باشی بانو
  • وقتی من اومدم اول بودما !! طول کشید تایپ کردم :)
  • تبریک @};- قلم شما همیشه خاص خودتون و زیبا بوده دلم گرفت وقتی خوندمش!! و این قسمت رو توی یمی از نظراتتون پای یکی از ترانه های اخیر خونده بودم که گفته بودین چند بار با این بیت گریه کردین، هرچند یادم نمیاد کدوم ترانه بود ! "با لبــخنــد مـرگُ بغــل می کنم اگـه توی دسـتای تـو باشه تیـغ چرا دیگـرون؟ پس رفـاقـت چی شد؟ تـو بایـد گلــومو ببــُّری رفیــق!" خوشحالم که امشب کاملشو خوندم فقط "یه قانــون ننـوشـته میگه بایـد" اینو روون نخوندم نمی دونم ایراد از خوندن من بود یا نه! اما در کل عالی بود @};-
  • درود حمیده سادات عزیز.بسیار عالی حتما واسه این کار کمه....زیبایی داستان و شکله ادامه دادنش طولانی بودن کارو میپوشوند و مخاطب رو تا آخر میکشوند.خوشحال میشم سبک هایه جدید رو تو کارات تجربه میکنی و با بهترین حالت و تصاویری بسیار زیبا کارو نشون میدی.همیشه از هنرت لذ ت میبرم.امیدوارم اول باشم حد اقل یه بار ;)) .شاد باشی بانو @};-