مرگ تدریجی

داره غرق میشه هر لحظه/تو اشکی که سرازیره
مدام تو خواب و بیداری/سراغِ تورو میگیره

سرش رو شونه ی بالش/نگاش خیره به تقویمه

ورود هرکی غیر از تو/به قلبش منعِ…تحریمه

رو تاریخ جداییتون/ کشیده خط مشکی و
به یادت باز پوشیده/ همون کــُت زرشکی و
نگاه انداخته با حسرت/ به اون عکس دوتاییتون
که دست تو دست هم بودین/بدون چتر توو بارون
توبرق اینه ی چشمات/ لب پرخنده شو می دید
با تو دنیا تو مشتش بود/ب ا تو اینده شو می دید
گذشت و یاد اون روزا/ازش دست بر نمی داره
نبودت رو دو تا دوشش/ یه کوه درد می زاره
نشسته کنجِ تنهایی/چقدر بحرانیِ حالش
یه روز خوش نمی بینه/توی تقویم هرسالش
اتاقش شکل زندونه/دچارِ حبس ِ اُ گیجی
داره دق می کنه طفلی/همینه مرگ تدریجی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/64133کپی شد!
1384
۲۲