کنارم مرگ می خوابه

من از آ و ا ر د لتنگی

شراب عشق و نوشیدم

نفهمیدم ، به نام عشق

به کا م مرگ رقصید م

تو رفتی آسمون عشق

پراز ابرای نفرت شد

تو گلد و ن رفا قت ها

پرازگلهای حسرت شد

شبا تو بستر خا لیت

کنارم مرگ می خوابه

ببین با من هم آغو شه

برام هر لحظه بی تابه

مثه تصو یر ی از آدم

تو قاب غصه می پوسم

به جای گونه هات هرشب

لبا ی مرگ و می بوسم

تب سرد لبا ی مرگ

مثه سو ز زمستو نه

توگوشم زوزه های باد

د ا ره لالا یی میخونه

خد ا هم یخ زد ه اینجا

ز مستو ن تو پا گیره

یه لحظه بسته شن چشمام

خد ا تو خواب می میره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: