بارون

زیر بارون نشستیم برای آخرین بار
اول عاشقی بود گفتی خدانگهدار
یادمه توی گوشم داشتی آروم میگفتی
اگه بارون بباره یاد منم میفتی
یاد امروز میفتی…
امروز بارون گرفتو زیر بارون نشستم
من هنوزم میمونم سر عهدی که بستم
آی تک ستاره ی من چرا رفتی نشستی
تو قلب یه غریبه چقد ذلیلو پستی
کنار اون نشستی…

یادمه زیر بارون گفتی خدانگهدار
اشک چشام نمیذاشت ببینم آخرین بار
گفتم سفر سلامت تو رفتی خیلی آسون
من موندمو اشک و بقض تنها به زیر بارون
من و بارون،منو بارون…
یادمه گفتی قبلا ما که باهم میمونیم
کنار هم میشینیم از عشق هم میخونیم
منم گفتم عزیزم خوندن فایده نداره
خندیدی که اشک من آروم آروم بباره
بازم اشکام بباره…
حالا به زیر بارون دیگه توهم که نیستی
به یاد اون روزایی که کنارم نشستی
یه سایه اینجا با من کز(که از)عشق من نخونده
تنهام گذاشته رفته کنار من نمونده
کنار من نمونده…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: