کرسی

زمونه عوض شده     آدما بزرگ شدن

آدمای مهربون     همشون یه گرگ شدن

خوبی رفته و به جاش     بدی پیش ما میاد

نمی دونم که بدی     از دل ما چی میخواد؟

آسمون قلبمون     پره از غبار و گرد

د همین تعارفات     زندگی رو کرده سرد

لحظه های خوب و خوش     مردن از بدی هامون

داره قلبم میمیره     کاری کن ای خدا جون

یاد روزای قدیم     ما رو حیرون میکنه

اما امروز همه چی     دلا رو خون می کنه

یاد قصه های کهنه     یاد کرسی تو زمستون

همشون دیگه بریدن     دیگه از خودم چه پنهون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: