پدرخوانده

خودِ ویتو کورلئونه،تو پدرخوانده ترینی
تویِ جنگ با آدمکها،حتی به خودت ظنینی

سر اسبای حریفو،هدیه میدی به رخاشون
توی این شطرنج کهنه،آشنایی با شب و خون

این همه تیر خوردی اما،تو هنوزم سرِپایی
واسه اثبات عقیدت،تو همیشه یک صدایی

جانشینتم مثِ تو،رسم بازی رو میدونه
واسه انتقام مرگت،توی کافه بست میمونه

من میگله کورلئونم،بعد تو راهتو میرم
تا تهِش رو حرفم هستم،اگه آخرش بمیرم

سر جنگ با دشمنِ تو،خائنارو دوره کردم
تو یادم دادی بتونم،که از حرفم برنگردم

یه پدرخوانده همیشه،جای تو با مَنِشِت هست
فکر و ایده های نابت،دست سرنوشتو هم بست

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

920
۱۴