عید و عیدانه

یه ترانه شادی دارم ، اومدم برات بخونـــــــم
زنگِ اخبارت خرابه ، دیر شد دردت به جونم
***
عید و عیدانه واسه تو ، یادبود دل خریدم
تو کجایی پشتِ بامم ، اثری ازت ندیـدم
***
طلوعِ سپیده ی صبح ، پا شدم از رختخوابم
رویِ پله ها دویدم ، کشف کردن آفتابـــم
***
پشتِ شیشه ی اتاقت ، سایه ی شمعی فـــروزان
دوده هایش رفته بالا ، رنگ کرده سقف ایــــوان
***
دلم شیدایت عزیزم ، تو کنارِ شمع خوابـــی
دلهره کشیده این دل ، ای قمر بی من نتابی
***
با سکوتِ حسِ دردم ، طق طقِ شیشه شنیـدی
پا شو از این خستگی ها ، مگه اخلاصم ندیدی
***
اومدی خوابت پریده ، گفتی از در حاضرم کن
تو یه نامحرم رازی ، مادرم رو ناظرم کـــــــن
***
صد خطر از لای گوشم ، رد شده تا در رسیدم
در زدم بابایت اومد ، از ترس او آنسو دویــدم
***
چه کنم با این ترانه ، بخونم هـــــــــــوایِ آزاد
شاید اون امواج صوتی ، می کشن آهش به فریاد
***
عید تو مبارک ای جان ، رسمِ عیدانه همینه
ببر این دلِ پر از خون ، نشونه بابات ببیــنه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی ) ۰۲/۰۶/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: