طلاق

کاشکی امروز یکی بود، یکی نبود، اصن نبود

کاشکی هر چی که گذشت، همه می رفتن مثه رود

آب رفته توو زمین، حالا حالا ها در نمی آد

پلکای سرخ خسته ام، رویای چشماتو می خواد

همه چی تموم شده، آدمکا دارن می رن

شاهدای مرگ من، برای تو کف می زنن

جاده عبورتون، توو دید من ساخته می شه

یه نیگا تو آینه نبودُ را(ه) بسته می شه

جشن تنها بودنُ، با کیا قسمت می کنی

لحظه های با منو، چجوری فُرمت می کنی

غم تنهاییامو، جز خدا هیچکس نبینه

شریک بعدی من یه تخته سنگ رو زمینه

اینهمه سیاهیو تا صبح چجوری سر کنم

با کدوم می و شراب، غم  تورو بغل کنم

جا خالی دادیو من خوردم به سد اضطراب

دارن آتیش می گیرن چشامو نیست یه قطره آب

خیلی وقته رفتیو من هنوزم منتظرم

یه قدم به چپ، براست، بازم جلوی محضرم

رژه خاطره ها برام وداع باوره

می دونم، خوب می دونم همین یه شام آخره

درد من همینه که این یه شبو چیکار کنم

دلمو ویرونه دود کدوم سیگار کنم

کاشکی امروز یکی بود، یکی نبود، اصن نبود

کاشکی هر چی که گذشت، همه می رفتن مثه رود

کاشکی هیچوقت نبودی، این همه خاطره نبود

کاشکی که سلام نبود، لحظه نبود، وداع نبود

یکی بود

یکی نبود

زیر گنبد کبود

کاشکی غیر من و تو

جز خدا هیچکسی نبود

https://www.academytaraneh.com/63256کپی شد!
1006
۳۱