رزمنده

نمی تونم نمی تونی نمی مونم نمی مونی
نمی خونم نمی خونی نمی خندم نمی خندی
نمی رنجی و می رنجم من از رفتار خود خسته م
تو خیلی با دلم خوبی و من بار سفر بستم
تو می خندی نمی خندم تو می مونی نمی مونم
تو می خونی نمی خونم تو می تونی نمی تونم
تو خیلی خوب و سرزنده منم تو بازی بازنده
توی جنگ خوشی و غم تو شاهی من یه رزمنده
نمی کردی و می کردم نمی رفتی و می رفتم
نمی گفتی و می گفتم نمی شستی و می شستم!
تو خیلی ساده و صافی برا شب های من ماهی
تو این بن بست دیوونه واسه بودن تو یک راهی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: