بوسه ی عشق

تو سکوتِ برکه ها، وقتی که شب کنارمه
دل تنها و غریبم، اسیرِ نگاهمه

تویِ این خاطره ها، وقتی که باز بارون میاد
دلِ من صداش می لرزه، میگه که تو رو میخواد

تو روزایِ بی تو بودن، التماس دیگه بسه
آخرش به تو رسیدن، انتظار نفسه

تویِ این نامردمی ها، تویِ سوز و اشک و آه
آخرش به پای تو، زندگیم میشه تباه

تو روزایِ با تو بودن، دیگه راهی ندارم
دیگه جای اشک و ماتم، سر رو شونت میذارم

وقتی تو کنارمی، دیگه سکوتی ندارم
به همون لهجه میگم، عشق من تو رو دارم

دیگه جای اشک و ناله، نمی مونه رو تنم
دیگه از شوق رسیدن، بوسه ی عشق می زنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام من تو کار آهنگسازی و تنظیم موسیقی ام حرفه ای نیستم برای دل خودم بعضی وقتا کار میسازم اینو همین الان داشتم به صورت آواز میخوندم خیلی کار پر احساس و وزنش خیلی خوب بود =D> =D> @};- موفق باشی دوست من
    • سلام دوست خوبم. این از کارهای اولم بود که البته بصورت ترانه بود. کار شکست تلخ رو سعی کن زمزمه کنی و ببین چه کار باحالی میشه. من همه ی ترانه هایمو با نت ها چک می کنم و شاید بهترین قافیه ها رو استفاده نکنم ولی خوندن باهاشون راحته چون ریتم بالا و پایینش مشخصه. @};-
  • درود دوست عزیز راستشو میگم ولی قول بده ناراحت نشی: نچسبید موفق باشی @};-
    • با سلام . خیلی ممنونم از اینکه ترانمو خوندی . ناراحت نشدم عزیزم . بالاخره هر کسی یه نظری داره ولی اگه علمی صحبت می کردید و ایرادات کارم رو دقیقاً با ذکر مورد می گفتید خوشحال تر می شدم
  • خوب بود......
  • درود بر شما زیبا بود @};-
  • سلام میدونم ممکنه ایراد از من باشه اما یه کم وزن مشکل داشت جسارتن و چند جا هجا کمتر داشت :"> اما کار قشنگی بود و لایک @};-
    • سلام . خیلی خوشحالم کردی واقعاً شما همیشه حرفای خوب و کاملاً منطقی می زنی. ممنونم حرفای شما رو حتماً پیگیری می کنم و سعی می کنم توی کارای دیگه استفاده کنم . خوشحالم که برای رفع نقایص کارم ، کارامو پیگیری می کنی و مطدن هستم اگه اینطوری باشه با کمک شماها ، کارهای بهتری از من رو می بینید. راستش الان سعی کردم رو قافیه ها کار کنم . ممنونم از حمایت شما
  • سلام زيبا بود فقط يه نكته به ذهنم رسيد : دل تنها و غریبم، اسیرِ نگاهته ميتونست بهتر باشه ولي حتما صلاح بر اين دونستيد كه اينگونه نوشته بشه لايك =D>
    • با سلام دوست و برادر بزرگوارم. راستش منظورم اینه که دلم اسیر نگاهم شد و خیچ منظور دیگه ای نداشتم . اون زمانی که دل، اسیرِ عشق توی یه نگاه میشه، لابد همین موقس. اسیر نگاهمه ( چون دلِ من به دلایلی یه خورده از قبل تنها و غریبه بوده این مادرزادیه چیزی نیست به زودیِ زود رفع میشه :-) ) . بعضی جاهاشو شوخی کردم و بعضی جاهاش جدی بود ولی تفکیک اونها از هم کار ساده ای نیست. به هرحال واقعاً خوشحالم کردی از نظر خوبت و بسیار ممنونم . راستش من بعضی وقتا از دید ریاضی بعضی از کارها رو انجام میدم . یکی از اونها این بود که کشف کردم دلِ من واقعاً اسیرِ نگاهم شده و نگاه تاثیر بیشتری داشته توی دلِ من. بازم ممنونم