یه لحظه توی چشمات حس قشنگی دیدم
چشماتو بستی اما به آرزوم رسیدم

چشماتو وا کن ببین که روبروت نشستم
حتی تو خوابم یه بار چشمامو روت نبستم

چهره خاموش تو همیشه روبرومه
شکستن این سکوت تموم آرزومه

منتظرم که لبهات به خنده ای وابشه
گمشده ی خیالت دوباره پیدا بشه

گم شده خنده ی تو میون غمهای من
بشین شبیه بوسه رو تن تنهای من

مخوام تو آغوش تو خوابای خوش ببینم
از گرمی نگاهت شاخه گلی بچینم

مخوام منو تا ابد غرق نگاهت کنی
مهمون مهربونی چشم سیاهت کنی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: