قاصدک مصلوب عشقی

برو دیگه نمی خوامت ، خسته شد دل از فدایت
تو غروبِ ساحلِ غم ، لوس شد آب و هوایــت
***
مدّتی آسوده بودم ، در کنارِ چـــــوبِ دارت
با سکوتِ دل فریبی ، طعمه ی غم هایِ زارت
***
حلقه ی ِ گردن به تن کن ، جسمِ من رو پای سنگه
ترسی از مردن ندارم ، زود ببند حلقه چه تنگـــــه
***
دلم آرامش نداره ، تویی این دنیا بمونــــــــم
جایِ دیگه دعوتم من ، رگِ عشقم زد به جونم
***
زندگی چه سخته ای دل ، ناله و غصه تمومـــــــه
با نفس یکجا بریدن ، زنده بودن رو چه شومه
***
خاطراتِ همه عمرُ ، با یه لحظه دل بریـــــدن
همه چی خلاصه میشه ،با یه پرت و پا کشیدن
***
قاصدک مصلوب عشقی ، تویِ تور عنکبوتی
دل بخند در آسمونت، با صدایِ ملکوتــــی
***
میروم با قلبِ پاکم ، شاید اون دنیا بهشتـــــــه
به چه زیبا دل گشودم ، جایِ عشق و سر نوشته
***
جاسم ثعلبی ( حسّانی) ۰۳/۰۶/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

501
۳