KAHKESHANE ZAKHM

هنوزم ترکش سربی تو تنش لونه داره

کهکشونی شده این زخمی که رو شونه داره

می گن اون عاشقه و نیمه شبا دل می بره

از حسینی که غمش این همه دیوونه داره

هی دلش می سوزه، شاید واسه اینه که شبا

گاهی یک عالمه پروانه تو این خونه داره

جاگذاشته یه جایی نصف تنش رو هنوزم

سینه ای پهلوونی،هیکل مردونه داره

گاهی وقتا به سرش می زنه باز راهی بشه

تا یه دشتی که شقایق داره،بابونه داره

درد دل می کنه با چلچله ها بد می گه از-

خستگی هایی که این دنیای وارونه داره

کسی اشکاشو ندیده تا حالا امّا می گن

تو چشاش نیمه شبا انگاری رودخونه داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: