(اعدامی)برداشتی آزاد از کتاب بوف کور

یک شب از همین شبای بلند ،،، بغض.. راه گلومو می بنده

من یه محکوم پای چوبه ی دار ،،، که به این روزگار میخنده

توی سلول انفرادی عشق ،،، خیلی وقته که زیر تیغم من

کشتمش بذار بگن مردم ،،، یه روانی یه نارفیقم من

کشتمش اونکه با لباس سفید ،،، اومدو پا گذاشت تو خونه م

اما با هرزگی ش.. خردم کرد ،،، حالا من قاتلم یه دیوونه م

شب در اغوش من ولی فکرش ،،، پیش رجاله های دیگر بود

کادوهاشو قایم میکرد ازمن ،،، فک میکرد مرد زندگیش (خر) بود

دو سه باری یواشکی دیدم ،،، نیمه شبها..که نامه مینویسه

پشت اون چهره ی فرشته نما ،،، دیگه فهمیده بودم ابلیسه

گفته بودن بهم یه جادیدن ،،، با یه حیوون قرار میذاره

خنده هاش بوی هرزگی می داد ،،، اون یه لکاته بود و بدکاره

کارو اونجا رسونده بود حتی ،،، از نگاهم نگاشو می دزدید

خاک بر سرم که آرزوم شده بود ،،، منو پیرمرد خنزری می دید

اخرش کشتمش ولی افسوس ،،، کاش میمردم منم تو دامن اون

دم اخر بهش نمیگفتم ،،، که هنوزم دوستت دارم حیوون

اون چی بود جز یه لکه ی ننگی ،،، که باید پاک میشد از دیوار

کشتمش تا تموم شه این بازی ،،، حالا من موندم و یه چوبه ی دار

کاشکی زوودتر.. نوبتم برسه ،،، حکم اعدام من نهایی شه

یک شب از همین شبای بلند ،،، وقت خاموشی و رهایی شه

https://www.academytaraneh.com/61649کپی شد!
976
۵۵

درباره‌ی عباس مقدم

آرزو کن که بشکند امشب،بغض تلخی که در گلوی من است-نه کسی مانده تا کند یادم،نه نگاهی به جستجوی من است-پس دعا کن بمیرد این شاعر-ارزوی تو آرزوی من است! http://mardetanhayepayeze.blogfa.com/

  • سعید کاظمی برگردوندن یه اثر ادبی از نثر به نظم و برعکس در حالی که به اصل اثر هم صدمه ای وارد نشه کار سختیه اما شما به خوبی این کارو انجام دادی منتظر خلق اثرهای جدیدی از شما ای بزرگوار هستم .
  • علیرضا میرزائی درودبرشما ترانه زیبایی بودموفق باشید @};- @ :-x };- @};-
  • پریسا عبداله زاده سلام آقای غلامی مقدم کار زیبا و جالبی بود، با فضاسازی های خوب =D> =D> @};- موفق باشید @};- @};-
  • سعيد سلطاني @};- =D> =D> خوب بود
  • رضا مهابادي سلام و درود بر شما كليت كار رو دوست داشتم فقط يكي دوتا نكته و پيشنهاد ميگم خدمتتون توی سلول انفرادی عشق ،،، خیلی وقته که زیر تیغم من مصرع اول و دوم هيچ قرابت معنايي با هم ندارند كه زياد جالب نيست در شعر كه ميتونستين حداقل با يه 3 نقطه بعد از عشق مقداري جبرانش كنيد كلا گذاشتن علايم سجاوندي و نگارشي بسيار مهمه مخصوصا تو شعر كه شما تقريبا هيچ جا ازش استفاده نكرديم مثل جاهايي كه بايد استفاده ميشد یه روانی، یه نارفیقم من حالا من قاتلم، یه دیوونه م و... دوژارگي زبان در شعر هستش مثل اين بيت شب در اغوش من ولی فکرش ،،، پیش رجاله های دیگر بود كلمه ديگر كه حالت دستوري داره در حالي كه زبان كلي شعر محاوره و عاميانس -------------- کادوهاشو قایم میکرد ازمن ،،، فک میکرد مرد زندگیش (خر) بود با كلمه خر و قايم كاري ندارم ولي فعل بود و زمان گذشته واسه اين مصراع غلطه و بايد زمانش حال باشه (فكر ميكرد مرد زندگيش خره) ---------- خاک بر سرم که آرزوم شده بود ،،، منو پیرمرد خنزری می دید کاشکی زوودتر.. نوبتم برسه ،،، حکم اعدام من نهایی شه وزن مشكل داره --------- اون چی بود جز یه لکه ی ننگی ،،، که باید پاک میشد از دیوار لكه ي ننگي كه بايد از ديوار پاك بشه يعني چي چرا از ديوار؟ (چه لزومي داشت ديوار غير قافيه؟)اگرم استعارس كه هيچ معني ديگه به ذهن ادم نميرسه دم اخر بهش نمیگفتم ،،، که هنوزم دوستت دارم حیوون كه هنوز دوست دارمت،‌حيوون---------زيباتر و روون تر نيست؟ ------------- دم اخر بهش نمیگفتم ،،، که هنوزم دوستت دارم حیوون اين بيتم حيف كه بيت قبليش به قوت اين بيت نبود و الا يه چيز شاهكاري ميشد ------------------------ یک شب از همین شبای بلند ،،، وقت خاموشی و رهایی شه پايان بندي كارم به نسبته كل كار ضعيف بود و اي كاش قافيه زيباتر و خاص تري رو انتخاب ميكردين ------------------------------------------------------------ اميدوارم كه كمك كوچكي بهتون كرده باشه حرفام مخصوصا پيشنهادات و هيچوقت از انتقاد ناراحت نشيد و بدونيد جايي كه كاراتون هيچ حرفي توش نباشه و فقط تعريف باشه اونجا استپ ميكنيد و بالاتر نميريد --------------------------------------------------------- بي صبرانه منتظرم كه كاراي زيباي ديگه ازتون رو بخونم
    • عباس غلامی مقدم درود بر رضای عزیز ممنونم از وقتی که گذاشتی اینایی که مینویسم جوابیه نیست و از انتقاد استقبال میکنم فقط فک کنم شاید اون چیزایی که مد نظرم بوده رو شاید نتونستم برسونم پس باید بگم در مورد فعل بود چون داستان مردیه که داره از زنی که کشته شده باید از زمان ماضی استفاده میکردم در مورد استعاره ی دیوار هم با نظرتون موافق نیستم و فک میکنم منظورم رو تونسته باشم برسونم در مورد پایان بندی کار هم با احترام به نظرت خودم با این نوع پایان بندی بسیار موافقم در کل نیمه ی بالای نقدت رو در ترانه م وارد میدونم و از راهنماییت هم متشکرم
  • آیدین صبور اولاش خیلی خوب بود ولی بعدش واژه ها قبیح شدند و خیلی مستقیم حرف زدی کاش توو همون ایهام نگهش می داشتی. تکنیکی خوب بود
    • عباس غلامی مقدم مرسی از صراحتت ایدین عزیز راستش من ترانه رو برای دلم مینویسم و بنظرم بعضی چیزا رو باید رو بگم مثل این موضوع تقریبا اجتماعی بهر حال از لطفی که داشتی ممنونم برادر @};-
  • موسی صادقی سلام دوست عزیز ممنون از ترانه قشنگت (هرچند به نظر من بوف کور رگه هایی از خوبی و روشنی توش بود ترانه شما خیلی تیره و تار تر از رمان شده بود البته این نظر شخصیه و برداشت من از ترانه و رمان بوف کور @};- ) گفته بودن بهم یه جادیدن ،،، با یه حیوون قرار میذاره خنده هاش بوی هرزگی می داد ،،، اون یه لکاته بود و بدکاره @};- @};- می پسندم @};-
    • عباس غلامی مقدم درود بر موسی عزیز خوشحالم از حضور دوباره ت راستش من توضیح داده بودم که این برداشتی آزاد بوده یعنی میشه توش تغییراتی انجام داد و در ضمن بنظر من رمان بوف کور از اینهم تلختره البته این یه نظر شخصیه موسی جان سبز بمانی
  • الوان شریفی نیا =D> درودآقای غلامی مقدم! تبریک عرض میکنم به خاطرسرودن این ترانه ی متفاوت!کلمات زیباومناسب هستندوبه قول خودتون خوب تواین ترانه نشستن...امایک جاهایی ازترانه روون نبودومشکل وزنی داشت.درکل ترانتون ازنقاط قوت بسیاری برخورداره. ماناباشید
  • محمود فراهانی سلام @};- زیبا بود موفق و پیروز باشید =D>
  • حسان.طاهری درود بر شما... بسیار به جا بود که به خاطر استفاده از تصاویر و همچنین واژه های لکاته،رجاله و خنزرپنزری ،از بوف کور صادق هدایت به عنوان منبعتان در این سروده نام میبردید...حق تالیف دیگران هرچند کوچک باید رعایت شود...این طور نیست دوست من؟ در پناه شعر/
  • الهه صادقي ســــــــلام برادر مهربان هميشگي! اظهار شرمندگي نميكنم چون ميترسم جواب كامنتمو ندين :-S :-S :-( بريم سراغ ترانه..... تابستون پارسال بود كه بوف كور رو خوندم... كتابشو تو چند روز و انواع نقدها و تحليل هاي ديگرانو تا همين الانم پيگير هستم... خوشحال شدم كه هرروز بهتر از ديروز مينويسيد و خواهرِ كوچكتون با همه ي وجودش به شما و ترانه هاتون افتخار مكينه........ سعادتمد باشيد برادر خوبم.... @};- @};-
  • فرزانه امیرپور زیبا بود =D> =D> =D> =D> تبریک @};-
  • حسین خزایی زیبا و با احساس ... @};- =D> @};-
  • ازاده ربانی سلام بسیار عالی با تقدیر از هدایت عزیز در بوف کور در سگ ولگرد در نیرنگستان و..و در اثر شما ..که خیلی هم نشست به دل ما!آفرین بسیار هم ممنون از ترانه ی زیباتون @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • احسان نوری عباس عزیز سلام ترانه متفاوتی بود و چه زیباتر که از صادق هدایت اقتباس شده بود تبریک بابت این نگاه عالی "در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد.اين دردها را نمي شود به کسي اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارندکه اين دردهاي باورنكردني را جزو اتفاقات و پيش آمدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر کسي بگويد يابنويسد ، مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي ميكنند آنرا با لبخند شكاك وتمسخرآميز تلقي بكنند زيرا بشر هنوز چاره و دوايي برايش پيدا نكرده و تنها داروي آن فراموشي به توسط شراب و خواب مصنوعي بوسيله ي افيون و مواد مخدره است ولي افسوس که تأثير اينگونه داروها موقت است و بجاي تسكين پس از مدتي بر شدت درد ميافزايد............."
    • عباس غلامی مقدم درود بر احسان عزیز همیشه انسان با قهرمان قصه های کتابی که میخواند همذات پنداری میکند و در بوف کور چقدر این احساس تلخ و کشنده است بخصوص ان هنگام که فکر میکنی اینها ذائیده ی فکر نویسنده بوده یا برداشتی از زندگی خود تو! مرسی از حضورت
  • عسل پوریونس من موضوعشو دوس نداشتم:( خیلی ناراحت کننده بود برام:( ولی بدون در نظر گرفتن این موضوع ترانه ی زیبایی بود:) و داستان رو خوب نشون داد و بیان کرد:) مرسی @};- @};-
    • عباس غلامی مقدم راستش موضوعش موضوع دوست داشتنی هم نبود عسل جان اما بهرحال این واقعیتهایی از همین زندگیست که توی اجتماع ما هم بسیار زیاد دیده میشه کافیه سری به قسمت حوادث روزنامه ها بزنی من فقط سعی کردم اونو بصورت ترانه و تلفیقی از عشق و نفرت به شما دوستان عرضه کنم حالا تا چه حد تونستم موفق باشم این دیگه نظر شما عزیزان خواهد بود سبز بمانی @};-
  • فریبا سید موسوی درود بر شما جناب غلامی مقدم .ببخشید به خاطر مشکلات فنی دیر به خوندنتون اومدم .آفرین .ترانتونو خیلی دوست داشتم .مضمون خوبی داشت و کلی فکر پشتش نهفته بود .فقط راستش منم بادوستان برای استفاده کردنتون از واژه های سنگین و کتابی موافق نیستم البته این خوبه که شما خواستید به بوف کور وفادار بمونید ولی چون قالب ترانه رو برای هدفتون انتخاب کردید یه کم با این زبون نامانوسه ویه اشاره ی کوچیک هم برای این برداشت زیبا کافی بود وبه قول سهیل عزیز (لکاته ) چون هنوز هم توو زبان محاوره استفاده میشه برای نشون دادن علاقتون به اثر هدایت کافی بود . ولی در کل نوع بیان و اندیشه تونو دوست داشتم و خوشحالم که انقد عمیق و زیبا نوشتید و قلم تون پخته و هدفمند شده ..با مهر =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- اینو خیلی دوست داشتم اخرش کشتمش ولی افسوس ،،، کاش میمردم منم تو دامن اون دم اخر بهش نمیگفتم ،،، که هنوزم دوستت دارم حیوون =D> =D> =D> =D> =D>
  • مسعود خلیق اخلاقی درود عباس عزیز ترانه زیبائی بود هر چند مفهوم ترانه تاسف باره ولی خوب متاسفانه مسائلیه که در جامعه هست. اما شما اون رو خوب به تصویر واژه کشیدی و جون دادی پایدار باشی @};- @};- @};-
    • عباس غلامی مقدم درود بر مسعود عزیز از نظر لطفی که داشتی ممنونم با نظرت موافقم و میدونم که تلخه وتلخیها هم جزو این زندگی هستن .و باید گفته بشن پایدار بمانید برادر @};-
  • عليرضا عباسي جناب غلامي مقدم خيلي زيبا بود لايك تقديمتون.
  • سهیل پیلتن درود جناب غلامی عزیز بزرگوار این ترانه های جدیدتون چقدر زیبا هستن واقعا عرض میکنم عالی مشهود ترین جایی که میشد اثر بوف کور رو تو کارتون دید همین: اون یه "لکاته" بود و بدکاره کلمه "لکاته" بود که خیلی خوب تو کارتون جا افتاده بود سپاس @};-
  • مسعود حسنی سلام آقای مقدم ترانه ی زیباییست از شما مثل همیشه . البته به نظرم داستان بوف کور تو این ترانه عوض شده!
  • پریسا محمدپور درود جناب غلامی مقدم کار زیبایی رو از شما خوندم متاسفانه یکی از مشکلات جامعه همینه... ممنون از دعوتتون,موفق باشید @};-
  • مجید قیطانی سلام عباس جان کار خوبی شده مفق باشی @};- @};-
  • پگاه دهقاني بسیار زیبا بود مثل همیشه و البته با نظر یاسمن جان هم موافقم به جای واژه ی "رجاله " یه واژه ی دیگه بهتر جواب میداد شاد باشید @};-
  • یاسمن شکفته درود جناب غلامی مقدم @};- @};- =D> چه کردید!!!!! =D> =D> من بوف کورو نخوندم اما فکر کنم الان با خوندن ترانه ی شما بیشتر از خوندنش درکش کردم!!!! =D> فوقا العاده بود تبریک @};- فقط یه پیشنهاد کوچیک برای این مصرع دارم: "شب در اغوش من ولی فکرش ،،، پیش رجاله های دیگر بود" چون رجال واژه ی عربیه.، دلم می خواست جای این کلمه (نامرد) بذارین یعنی بشه "شب در اغوش من ولی فکرش ،،، پیش نا مرد های دیگر بود..." فکر نمی کنم وزن ترانه هم به هم بخوره @};- سربلند باشید @};-
    • عباس غلامی مقدم درود بر یاسمن عزیز ممنون از حضورت و دقت نظرت عزیز نوشته بودی که بوف کور رو نخوندی میدونی چون این ترانه یه برداشت ازدا از این کتاب ارزشمند بود از واژگانی استفاده کردم که در این رمان وجود داشت مثل (لکاته..پیرمرد خنزری...رجاله)و با احترام به نظرت برعکس فک میکنم این کلمات خیلی خوب در این ترانه جا افتاده امیدوارم بعد از خوندن این رمان نظرت نسبت به ترانه م عوض بشه سبز بمانی @};-
      • یاسمن شکفته بله من نخوندم و در جریانش نیستم... حتما بهترین گزینه رو انتخاب کردین من که لذت بردم موفق و سربلند باشید @};-
  • مجید صادقی سلام عباس جان ترانه و فضای کارت رو خیلی دوست داشتم واژه هات هم بسیار جالب بود در کل دویت داشتم کارت رو و می پسندم دوست من
  • معصومه قریشی خاک بر سرم که آرزوم شده بود ،،، منو پیرمرد خنزری می دید =D> =D> =D> درود بر شما خوشحالم ترانه ای خوندم که از بوف کور برداشت شده ، هرچند زن اثیری صادق این قدرها هم بد نبود که جلوش دادید ;)) کار زیبایی بود و شایسته احترام . لایکید @};- @};- @};-
  • سعید عباسی عباس جان افرین با اینکه فضای کارت کلی با کارای قبلیت فرق اشت عالی نوشتی @};- @};-