سازه تازه

سازه تازه
امشب برای من چرا
یه سازه تازه میزنی
نمیدونی ولی بازم
داری دلم رو میشکنی

انگار غریبه ام برات،انگارمنو نمیشناسی
هرچی به سمت من میای ، بازم به من نمیرسی
تو از من و حرفهای من، انگاربازم خسته شدی
پشت دریچه ی دلت ،مثل چشات بسته شدی
چشات وا کن و ببین
منه همیشه خسته رو
تو قاب کهنه ی قفس
بال و پرهای بسته مو
ببن چه جوری مشیکنه، ساقه ی قلب عاشقم
تو این کویر بی کسی، به گل نشسته قایقم
مونده هنوز روی لبام، رد تموم بوسه هات
نمرده توی خاطرم، نقش و نگار خنده هات
قصیده ی نگاه تو
دست نوزاش منه
چرا نگاه تو برام
یه ساز تازه میزنه
منو ببین که عاشقم ، شعر بلند بودنم
با کهنه ساز خاطرم، ریتم ترانه میزنم

با من غریبه تر نشو، ای آشنای هر شبم
ببین پی عشق تو من چه جوری درتاب و تبم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

671
۲