تو از حالم خبر داری؟

تو از حالم خبر داری که بی تو سخت دلگیرم

تو از حالم خبر داری که دارم بی تو میمیرم

نمیدونم که میدونی تو این روزای پاییزی

چقدر تنهاییا سخته چه روزای غم انگیزی

تو از حالم خبر داری که دارم بی تو میپوسم

تو این شبهای تنهایی دارم عکسات و میبوسم

تو از حالم خبر داری که اشکام بی تو لبریزه

مثه رگبار تندی که داره بغضش رو میریزه

نمیدونم تو رو میخوام یا اینکه از تو بیزارم

چقدر حال بدی دارم گمونم سخت بیمارم

من از حالت خبر دارم نه تنهایی نه دلگیری

نه از رفتن پشیمونی نه از دلتنگی میمیری

من از حالت خبر دارم نه داغونی نه میپوسی

به جای قاب عکس من یه قاب دیگه میبوسی

من از حالت خبر دارم به جای اشک میخندی

اگه جایی من و دیدی چه راحت چشم میبندی

من از حالت خبر دارم چقدر شاداب و خندونی

ولی افسوس عشق من تو حالم رو نمی دونی … (کیوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید: