ترانه ی غم

کاشکی با ترانه ی غم ، دلی همصدا نمی شد

یا که باغم جدائی ،  کسی آشنا  نمی شد

کاشکی که دلای عاشق ، غم  دوری رو نمی دید

از کسی که عاشقش بود، اینجوری جدا نمی شد

توی بازیهای تقدیر ، دل به نومیدی نمی داد

توی دنیا تک وتنها ، اینجوری رها نمی شد

کاشکی مرحمی میساختن ، واسه دلهای شکسته

تا دیگه یه قلب عاشق ،اینجوری فنا نمی شد  ….

اگه قلبی  تو ی دنیا ، طاقت جدا شدن داشت

که دیگه دلای عاشق   اینجوری  دریا نمیشد!

اگه عاشقی دلی رو    اینطوری  فنا نمی کرد

(دل عاشق رو شکستن)” رسم این دنیا” نمی شد!

اگه دنیا هم به قلبم غم دوریت رو نمیداد

واسه دل… قصه ی بودن  , پوچ وبی معنا  نمیشد!

کاشکی میشد که دوباره دلی برگرده به دیروز

تا امید باتو بودن واسه دل ” رویا “نمی شد !

 

سروده ی فرزانه شیدا / FarzanehSheida-fsh 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: