عاشق تر

بارونایی که می باره، مثلِ اشکای منه
بویِ عاشقی دوباره، تویِ نبضم می زنه

وقتی باز بارون می باره، بویِ نم نمش میاد
با صدایِ گریه هاشم، میگه که تو رو میخواد

رعد و برق؛ صدایِ آخر، وحشتش تویِ تنم
داره می سوزه وجودم، تب گرفته پیرهنم

نفسام عطرتُ میده، وقتی بارون می زنه
دلِ من تنها می شینه، تو چشات زُل می زنه

وقتی که ستاره ها، تو آسمون پلک می زنن
با نگاه و چشمکاشون، انگاری عاشق ترن

صدای خنده ی اونا، می مونه تو بدنم
ولی باز اونا می دونن، از همه عاشق ترم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: