بهترین وسوسه

ای تو مثل یه عبور
واسه شبهای فریب
بهترین وسوسه
یه مسافر غریب

چشم تو همیشگی
قلب تو وجود من
تو صدای موندنی
قبله سجود من

مثل یک خواب عمیق
اومدی توو شب من
رفتی و داغ شده
تن روز از تب من

بیا قلبم مال تو
همه هستی من
دلتو میخونه کن
شبای مستی من

بیا دستامو بگیر
ببرم تا ته راز
توی چشمای خودت
واسه من خونه بساز

بیا تا که زندگی
منو داغون نکنه
تکدرخت خشک باغ
فکر بارون نکنه

اگه آشتی بدی تو
منو با صدای عشق
تووی افسانه من
تو میشی خدای عشق..

اول شهریور ۱۳۷۹

از این نویسنده بیشتر بخوانید: