والمِرا

روی مین نگات خوابیدم!

والمرای منی، نگاهم کن!

سرکشم، مثل باد می مونم

تو بگیرم، تو سر به راهم کن!

به تو تسلیم میشه این سنگر

با تمام شکوه سربازش

صلح با تو یه افتخاره برام

آفریدن منو واسه سازش

سرنوشتم به چی گره خورده؟

به دوتا سیم رنگی ساده؟

که یکی قرمزه یکی آبی!

کی منو دست این دوتا داده؟

والمرای نجیب و معصومم!

والیوم زندگیمو پر کرده

آی! آرامش عذاب آور!

بی تو دنیای من فقط درده!

 مثل مینای تایمری خسته ام

 خسته از انتظار از این قرصا
مثل تهدید جدی ام بی تو!
توی دستای تو ولی خنثی!
اردیبهشت ۸۹

از این نویسنده بیشتر بخوانید: