اشکای تو

من دارم پیر می شم
در انتظار همزبون
یکی که بهش نگم
توروخدا پیشم بمون
من نمی دونم چی شد
یهویی رفت و دل برید
مدیونه اشکای منه
اگه بگه چیزی ندید
اگه می ری یه کاری کن
که من ازت بدم بیاد
یه جوری آتیشم بزن
نبینم کی به جام می یاد
هنوزم آرزومه که
سربذارم رو شونت
بذار تا پاسوزت شم
بشم چراغ خونت
بی تو مث ابر بهار
بی تابمو می بارم
درد نبودنت رو
چجور طاقت بیارم
کی می شه اشکای تورو
یه بار بذاری پاک کنم
بگیرم دستای تورو
غصه هامو خاک کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: