نگاه

خیلی وقته مـا دو تا فقط نگـاهه بینمون

حالمون خیلی عجیبه،‌آره حال هردومون

سرد و ساکتیم ولی هردو هلاک همدیگه

همیشه منتظریم که اون یـکی چیزی بـگه

تا غریبه ای میاد دلهره ها جون میگیرن

نکنه چیزی بشه، آخ، ‌اونـو از من نگیرن

بـه خـدا اگه فقـط یه بار دیگه تنها بشیم

این سکوتو میشکنم تا بدونن مال همیم

امـا تـا غـریـبـه هـا مـیـگـذرن و مـیـرن سـفـر

خیره میشیم به هم و فقط میگیم خب، چه خبر؟

انگار عـادت شده که پـا بذاریم رو قولمون

چشامون و هم بذاریم زیر لب بگیم بمون

باز دوباره سرد و مغرور ساکت و بی اعتنا

عشق و پنهون میکنیم اگه نـذاریم زیـر پـا

اما انتظار تا کـی؟ مـگه تـا ابـد جـوونیـم؟

بین ما فقط نگاهه، ولی هردومون میدونیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: