مسیر و آره… اشتباه اومدی

می خواستم برات عشق و آذین کنم

یه بقچه ستاره بریزم به پات

می خواستم که پرگار بشه کهکشون

بگرده به دور حریم نگات

دلم با تو دیگه هم آواز نیست

خودت این بهونه رو دستش دادی

نبودی تو سهم من از زندگی

مسیر و آره…. اشتباه اومدی

میدونی که طراح عشقت منم

بجز من کی میتونه حلش کنه

دلت رو نده دست هر ناکسی

نمیدونه قدر اون و …. می شکنه

حالا وقتی که دستاشو می گیری

چه تند میزنه نبض دستای من

چقد روشنه روزگارت با اون

چقد تاریکه حال و فردای من

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مجید صادقی

رویایمان خوابیده و شب داخل تخت است...هر کس که بیدار است میداند که بدبخت است...سر را به دیواری که اصلا نیست میکوبم...فهمیدن این دردهای لعنتی سخت است www.shur.lxb.ir //////////sahari1352@gmail.com