تلافی!!

دارم یه جاده میسازم پرازمسیراشتباه
پرازهیاهوی توو گلایه های نابه جا
میخوام روزای رفته رو یه جورسرت خالی کنم
اگه تا اخرش بیای ,بهت من حالی میکنم
دستای من توو دستته , نگاهت اما به جلو
داری به چی فک(فکر)میکنی؟ منوبذارتنهابرو!
بازم مثه بارای قبل بهونه کن فاصله رو
یه باره دیگه بم(بهم)بگو دوس نداری خاطرمو
بیا هنوزجاده ی من تموم نکرده راهشو
دستاموول نکن هنوز, گم میکنم نشونیتو
بیاتااخرتوبامن
-نگوکه بازخسته شدی
-نگوکه پابند یه جوررازای سربسه(بسته)شدی
بهت کنایه میزنم
-میگم چیه؟عاشق شدی؟
-افسون یه چشم سیا؟یالب برجسته شدی؟
دیدی مسیره رفته رو دوباره همسفرشدیم
دیدی مثه قطعه های پازل ناتموم شدیم
نگاهی کن به جاده ونشونیاتوپس بگیر
راهی که اومدیموبازبیاوپشت سربگیر
-دیدی نمونده نشونی؟!
-بازم میخواستی نمونی؟؟؟
اینجای قصه فرق داره_ایندفه بایدبمونی
میرمواین جاده برات پرازمسیراشتباست
پرازهیاهوی توو گلایه ازفاصله هاست
گفته بودم ایندفه من میرمو تنهات میذارم
اینم تلافی عزیزم
یه نازه شستت طلبم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: