گنبد نیلی

زیر این گنبد نیلی ، توی یک شهر پر از رنگ

یه پرنده لونه کرده، رو درخت نه؛ زیر یک سنگ!

توی شهر نه مهربونی، نه دلی به فکر پرواز

قلبا تو آینه اسیرن، شده ممنوع ؛ حتی آواز

رنگ دوستی توی این شهر؛ تیره تر از خاک و خونه

یه ذره نون توی اینجا، قیمتش؛  قیمت جونه!

یخ زده، شعله امید، تو کمک به حس نفرت

آسمون، نزدیک ِ اما، حس پرواز؛ شده حسرت

پر پروازِ پرنده، توی دین ِ لقمه نونه

بغض یک ترانه سرد، زمزمه اش؛ مثل جنونه!

—-

زیر سنگ پرنده نُت رو، روی کاغذها سیاه کرد

رو درخت که خواست بخونه، همه گفتن اشتباه کرد

جرم یک صدای آزاد، شده مرگ یک پرنده!

تو بگو که زنده بودن، قیمتش ثانیه چنده؟

—-

بیا تا با هم بخونیم ، نُت پرواز نهایی

تا که آواز پرنده، بشه بودنِ رهایی

می شه رنگ شهر بردُ با سپیدی ها عوض کرد

می شه تا خورشید رفتو واسه آزادی، کشید درد.

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: