خالی

تو از خونه اینقدر خالی شدی
که حتی یه شب عکست از قاب رفت
کنار تو می دیدم آیندمو
یه شب رفتیو ساعتم خواب رفت

نخواستم عذابت بدن گریه هام
اگه توی گریه نگفتم نرو
به قدری به من حرف رفتن زدی
که یک شب خودم بازکردم درو

شبامو چقد گریه کردم برات
از این گریه ها خونه رو اب برد
تو هر بار از خاطرم رد شدی
سرم بی اراده به دیوار خورد

تو حق داشتی فک کنی بد شدم
ببین حال من از خودم بد تره
دعا کن بتونم تحمل کنم
دعا کن باید این روزا بگذره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: