دِرامِ مسخره

یه لحظه چشماتو ببند/خودت رو جای من بذار
ببین توو اوج خواستنت /چه زجری داره انتظار
ببین که تا تو نباشی/دستام همیشه خالیه
گرفتن دستای تو/محاله اما عالیه
دلشوره،بغض،دستای سرد/حس گذشتن یه مرد
از عشق ناب و پاک تو / قدم زدن با شخص نو
اون روزاتو یادم میاد/خیره به چشمام میشدی
می گفتی که دوسم داری /می گفتی زندگیم شدی
تو بودی که همش واسم/گلای رنگی می چیدی
به جای قطره های اشک/از توو چشام می چکیدی
می گفتی چشم قهوه ایت/فنجون قهوه ی منه
دیگه به کافه نمی رم/چشم تو کافه ی منه
حالا داری تو چشم اون/قهوه رو پیدا می کنی
با موهای سیاه اون /شباتو یلدا می کنی
بوی خیانتت داره / تموم شهرو می گیره
پیوند بین من و تو/داره چه راحت میمیره
آخه کی تووی این دِرام / نقش یه آدم به تو داد؟
هوای حوای جدید/دوبازه کار دسِ تو داد.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: