:به یاد سروش محمدی عزیز

سلام دوستان عزیز سایت ترانه اکادمی
ساعت ۴ شب منتظر سحری بودم و خودم
مشغول کردم با سرودنِ یه ترانه ناگهان دلم
گرفت گفتم به سایت ترانه سر بزنم تا وارد نت
شدم پیغام تسلیت اقای عماد بهاری عزیز را دیدم
وقتی خواندم خیلی ناراحت شدم و می دونستم ما مثل
میوه های یه درختیم هر کس وقتش برسه بر زمین می افته
اون ترانه رو کنار گذاشتم و به سراغ ترانه ی مرحوم رفتم تا باز کردم
این ابیات بر دلم همچون سیل اومدند در حالی که می دونم یه روزی هم نوبت من و …. می رسه . ابیات بدون ویرایش دوباره و همانطور که از مقصد دل اومدند گذاشتم و می گم سروش جان خوشا به سعادتت که در شب قدر به سوی دیار ابدی شتافتی و با رفتنت همه ی دوستانت را داغدار نمودی بر روح مرحوم الفاتحه من قبلها الصلاه علی محمدٍ و آل محمد روحش شاد و به خانواده اش تسلیت می گم امید وارم اخرین غم همه ی دوستان باشد انا لله و انا الیه راجعون

تو تا دیروز با ما بودی ، چی شده رفتی همیشه
سروش ای یار دیرینم ، با ما بمون دیر نمـــیشه
***
جبر زمانه یا خطا ، رها شده روح و زبـــون
نگو دیره خیلی دیره ، تو رو خدا با ما بمون
***
مگه نگفتی جان فدا ، کوچه ها دست زامبیاست
دل های یاوران تو ، له شده پایی گودزیلاســـت
***
فکر جیغ و داد ما رو ، نشنیدی وقت رفتی
من که باورم نمیشه ، از میان دل گذشــــتی
***
نگو دیره خیلی دیره ، جنگل آرامش نـــــــــداره
مردمش در سوگ کوچت ، تویِ سیل غم دوباره
***
کجا اون نفس نفس ها ، تویِ عمقِ زنده موندن
گفتی که شبها درازه ، واسه یِ ترانه خونــــدن
***
پاره شد رگایِ شعرت ، خون کرده دیدگانــــم
غرق شد صیاد شعرت ، پرت شد در زندگانم
***
گفته بودی جایِ تو نیس ، این جهانِ غزل خوانده
ما که بی تو عزاداریم ، یه ترانه از تو مونــــــده
***
یادگارِ گفته هایت ، زندگی راز بقا نیســــــــــــــــت
همه خوبان جمع کرده ، ای خدا پس موندنم چیست
***
ای خدا صبری بفرما ، اون عماد و دوستانش
با سروش همکار بودن ، اشک ریز یادمانش
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) شب ۲۱/۰۵/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: