معما

من هنوز باور ندارم که منو تنها گذاشتی
نمیدونم به چه جرمی مگه تو دوسم نداشتی؟!

مگه تو نگفته بودی داشتن من مثل رویاست
پس چرا تنهام گذاشتی؟ بگو که واسه م معماست

تو بگو گناه قلبم چی بوده که مهربونم
اینجوری با قهرِ از من خط زدی به استخونم؟!

بگو که جدایی از من واسه چی سزای من بود؟
جواب اون همه عشقم واسه چی جزای من بود؟

با دل و روحم چه کردی گفتنی نداره دیگه
شایدم که سرنوشته داره این قصه رو میگه!

قصه شکست و رفتن ساکت و بی هیچ بهونه
خط زدن رو فصل عشق و مردن گلای پونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

485
۵

درباره‌ی رضا کزازی

به نام آن که مارا آفرید برای با هم بودن پنجره ی چشمانت را بگشای و با نگاه مهربانت آرامشی به من ده همچون آرامش خواب تا که من به شکرانه آن دست بر خاک نهم و سر به اسمان کشم آنچنان که گویی سالهاست ریشه در خاک دارم. Reza.djks@yahoo.com