درکم کن

توی سفر رفته بودم دیارِت ، رو صندلی نشستم تو کنارِت
نمی دونم چرا دلم گرفته ، خیلی قشنگه می دونم بهــــــارت
***
دارم میام بمون به انتظارم ، تو می دونی هزاران غصـــــــه دارم
خیلی پر دردم تو یکی داد نزن ، خاطر خواهم می ترسم کم بیارم
***
پیاده شد این دل بی مروت ، تو قلب بیچاره نشسته دردت
آدرستُ بده بیام تو خونه ، ضایع نشم تو بند گرم قــــهرت
***
نکنه خبر نداری اومدم ، توی شهر بی وفایـــــــت داد زدم
تو کجایی من شدم دیونتم ، سالها تو خونده ای خوب و بدم
***
دارم از دق می میرم ، تو پیچ زلفت اسیرم
خاطراتت زنده شد ، تو این بهانه دلگیــرم
***
با ساک دستی گشته ام کوی تو ، با همه مهرم اومدم سوی تو
دیگه دلبندی ندارم تو شهرم ، دلم کشیدی بی خبر ســـــوی تو
***
خواهشم درکم کنید ، درد دل با من نگیــد
جایِ دیگه ندارم ، قلب من جز تو ندید
***
خیلی عزیزی اومدم دیدنت ، برام چه زیبا وقت خندیدنـــــــت
شبا نخوابیدم می دونی از درد ، برام محاله این جاها موندنت

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۹/۰۵/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

698
۱۹