قصیده بلند

زمزمه های عاشقیم

با رفتنت مرثیه شد

تم نوشته هام مثِ ( مثل )

ترانه ی مرضیه شد

” شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی “

دل می خواد ایام قدیم

قلبی که بود باهام ندیم

رقص موهات وقت نسیم

چِقد غزل گفته بودیم

اما تو رفتی و دلم

تو زندون بی کسی موند

برای ارضای خودش

هرچی تونست حبسیه خوند

بیا که این دفعه می خوام

جای غزل، مدحت کنم

با یه قصیده ی بلند

بعدِ خدا حمدت کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1061
۵۱