آسمون داره صبوری میکنه

آسمون بُغضشو پنهون کرده

اَبرا رو کنارش افسون کرده

اَبرا با دهن کجی داد می زنن

آسمون خورشیدو پنهون کرده

باد بازم دروغی هوهو می کنه

اَبرای یاغیُ باز جمع می کنه

یاد بارون که دوباره زنده شد

آسمونو بغض درهم می کنه

آسمون باز داره غُرش می کنه

یاد بارون چِشاشو خون می کنه

اما وقتی دیگه اشکی نداره

بُغضشو یواشی پنهون می کنه

آسمون داره صبوری می کنه

آسمون داره صبوری می کنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/55981کپی شد!
750
۱۱