درد مشترک

ما دوتامون دردمون یکی ِ اما

هر کدوم جدا داریم مرهم میذاریم

تو میخوای بِری فراموش کنی عشقُ

من میگم کنار ِ هم طاقت میاریم

هردومون برگ درختیم پاک و ساده

توی پاییز ِ زمونه زرد میشیم

پا به پای هم میوفتیم زیر ِ بارون

تو بمون دوباره با هم سبز میشیم

میدونم گاهی زیادی سرد میشم

از تو و احساسم انگار دور ِ دورم

شک نکن من عاشق ِ همیشگیتم

ولی گاهی کوه ِ درد ِ در درونم

پُر ِ حرف ِ اون نگات، دلم میگیره

تو لیاقتت یه دنیای قشنگه

غصه رو برمیدارم از توی چشمات

اون چشایی که سکوتش مثه جنگه

با جدایی آرزوهامون میمیره

این جواب عاشقونه های ما نیست

یکی بود یکی نبود میدونم این بار

یه شروع برای قصه های ما نیست

از خدا میخوام که آسمون آبی

سقف راهمون باشه برای پرواز

من همه امیدمُ دست تو میدم

تو ببر منُ از آخر تا سر آغاز

از این نویسنده بیشتر بخوانید: