کوچه

توو حجم این شب غریب، منو ترانه پوش کن
برای لحظه ای بشین؛ به این ترانه گوش کن
به این ترانه دل بده، که نبضِ بودن منه
توو این سیاهی عمیق، هنوز کوچه روشنه

بیا نذار گم بشیم توو بوسه های این تبر
توو این شبای تو به تو، چراغ با خودت ببر
کلنگ تیز خودکشی، نشسته روی گُرده مون
دراکولای دهکده، نَشُسته! خام! خوردمون
بیا نذار له بشیم، به زیر چرخ روزگار
بجای پوکه و تفنگ، یه مَرد! با خودت بیار
کنار دفتر و قلم، توو این شبای سینه سوز
کجای کوچه گم شدی؟ من ایستاده ام هنوز
کجای کوچه گم شدی؟ هنوز، کوچه روشنه
نگو کلاغ قصّه مون، ندیده زخم می زنه
نگو که سروِ سبزمون، هراس داره از تبر
به این ترانه دل بده، چراغ با خودت ببر
بیا نذار کم بشیم ازین شبای کینه توز
تو ایستاده ای هنوز؛ من ایستاده ام هنوز
حریم سرخ دستمون، نشسته تووی دستبند
طناب تلخ مرگ رو، به دور گردنم ببند

توو حجم این شب غریب، منو ترانه پوش کن
برای لحظه ای بشین؛ به این ترانه گوش کن
به این ترانه دل بده، که نبضِ بودن منه
توو این سیاهی عمیق، هنوز کوچه روشنه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: