من اهل اینجا نیستم

من اهل اینجا نیستم
من اهل اینجا نیستم حتی اگه ثابت کنی
منو همین دور و برا از زندگی ساقط کنی

وقتی که انکار خدا اثبات حقانیته
تاریکه فکر من بدون این هم یه حساسیته

من اهل اینجا نیستم حتی اگه طردم کنی
می سوزم از حسی لزج با چی میخوای سردم کنی

قشنگه افکارت ولی من اهل زیبا بودنم
فرق منو تو همینه عاشق نیما خوندنم

من اهل اینجا نیستم اهلیه بوی گندمم
بین شما مردم شهر عمریه که سر در گمم

له می شم از بار گناه وقتی حقیقت ارزیه
مکفورم از دین شما این شد تمام فرضیه

من اهل اینجا نیستم خاکم ولی خاک بهشت
پردیس من اِسفالت نیست می ترسم از این سر نوشت

پر نوره شهر تو ولی از سایه ام جدا می شم
می کوچم از شهر تو وُ همسایه خدا می شم

من اهل اینجا نیستم رویای عشق سوسنم
بازم تو این انبار کاه مثل یه دونه سوزنم

تعبیر تو از زندگی گلهای پیراهن نبود
ویرانی میهن نبود رویای ما آهن نبود

من اهل اینجا نیستم حتی اگه عَبدم کنی
رویای من آزادیه حتی اگه جَلدم کنی

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک – روزگار تان همیشه به کام

از این نویسنده بیشتر بخوانید: