خواب های تلخ

یکی هر شب تو سرم میرقصه که

  حتی همسایه ی رویامم نیس

 شاید انقد که بهش فک کردم        

دیگه شکل صورتش یادم نیست

 

 منو محکم می گیره تو بغلش

گیج  رقصیدن میشه روح وتنم

له میشه تو خاطراتش بدنم    

نمیشه جم بخورم ،حرف بزنم

 

من همین خوابای تلخو دوس دارم

لااقل تو خواب میدونم یکی هست

نمیترسم تا بیدار شم نباشه

تا جایی که خواب بمونم یکی هست

 

با صدای ماشینا دود میشه

هرچی ساخته توی رویا میره

انگا تختم وسط خیابونه   

داره ماشین رو تنم را میره

 

عین پتک صداش میپیچه تو سرم

یهو کل دنیا میخکوب میشه

میگه: “راحت بخوابو فکر نکن

تا بیدار شی همه چی خوب میشه”

 

من همین خوابای تلخو دوس دارم

لا اقل تو خواب میدونم یکی هست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/54390کپی شد!
759
۱۰