هنوزم عاشقش هستم

من برات ترانه گفتم، من برات ستاره چیدم
تورو من توو آرزوهام شکل یه فرشته دیدم
تو ولی نفس نذاشتی واسه قلب پاره پارم
شب و روز به یاد عشقت، روی بالشم می بارم
قلبمُ بدجور شکوندی، دلمُ چه زود سوزوندی
این تنِ خسته و سردُ، با کارات زمین کوبوندی
خیلی سخته، پُره دردِ، پُره از سکوت فریاد
این گلوی بغض گرفته، داره دائم میگه ای داد
که چی شد؟ چی سرم اومد؟ چرا از دنیا بریدم؟
چرا این شبِ پراز درد نرفت و سحر ندیدم؟
به خودم میگم که ای کاش، پای چشماش مرده بودم
ولی با چشمایِ گریون رفتنش رو نمی دیدم
آخه اون همه کَسَم بود، همه روح و نفسم بود
لمس دستای نجیبش تووی این دنیا بَسَم بود
اما رفت و منُ سوزوند
رفتش و خاطره هاش موند
رفتش و با رفتن اون
دلِ من فاتِحَشُ خوند
حالا از وجود خستم
از دل و قلب شکستم
هیچ چیزی نمونده باقی
جز اینکه عاشقش هستم
آره… هنوزم عاشقش هستم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/54316کپی شد!
1006
۴