((دوستت دارم))

شب اومد..جغد تنهایی..نشسته بر لبه بومم
نمیسازه منو هیچی..به جز یاده تو ارومم

چه اسون دل بریدی از تموم خاطراتت تو
منو این قلبه تنها مونده رو..بردی ز یادت تو

چه بیرحمانه از احساس این عاشق گذشتی باز
چه اسون رفتی و دنبال یاره تازه گشتی باز

نمیدونم چرا رفتی..تو گفتی قسمتت بوده
نمیدونم..سفر رفتن..گمونم عادتت بوده

گناهم را بگو..اخر مگر از من چه دیدی تو
چه شد اینگونه از اغوش گرمم دل بریدی تو

یه روزی روزگاری..عاشقت بودم..نبودم؟
تو این دریای وحشی..قایقت بودم..نبودم؟

نگا کن..بی تو هر شب زیر بارون گریه کردم

چرا رفتی..بگو یکبار..اخر من چه کردم؟

به چشمم چلچراغه اسمون..تاریکه تاریکه
نباشی..لحظه ی مرگه..دله دیوونه نزدیکه

هنوزم چشم براتم تا که برگردی به اغوشم
بدون حتی بمیرم هم..نمیگردی فراموشم

تو این دنیای عاشق کش..که قلبه ادماش سنگه
یکی..هر نیمه شب این گوشه با یاده تو دلتنگه

نگاهم را..بخوانی یا نخوانی دوستت دارم
در اغوشم..بمانی یا نمانی..دوستت دارم
۹۱/۴/۲۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی عباس مقدم

آرزو کن که بشکند امشب،بغض تلخی که در گلوی من است-نه کسی مانده تا کند یادم،نه نگاهی به جستجوی من است-پس دعا کن بمیرد این شاعر-ارزوی تو آرزوی من است! http://mardetanhayepayeze.blogfa.com/