فرار از غم

ای فرشته نمی دونی تو جوونــــی
همه می نالند از این غم های بسیار
این راهی که همه طی کرده بودند
تو چرا با این بهانه گشتی بیمـــــار
***
با خودت درگیر می شی ای ثریا
فکر نکن همه ازت دل رو بریدن
تویِ آینه ببین چقد قشنــــــــــگی
اشتباهِ محضِ جان و دل کشیدن
***
بهتری راه پی آسودگـــــــــــی باش
خونسردی کن نترس از روزگارت
عشق خالق در نماز و دینــــداری
پی ببر خدایی هستش در کـنارت

راه حل پای خدا دعا کن امــــــــــــروز
تو کتابش باز کن آرامشی هســــــــــت
تک تک این سوره ها چو قرص دارو
همون شب که می خونی آسایشی هست

آنکه از راه خطا لجبازی کـــــــــــرده
زیر چرخ روزگار له می شــــود زود
چوب خشکی ناگهان می سوزه با درد
روح خود رو سوخته با آتـــش و دود

بیا در راه خدا یکدل بتازیـــــــــــــــم
هر چه غم انباری کرده در بیاریـــــم
مثل لوح پاک و نیکو و سفــــــــــیدی
جان و دل در راه عشقش می سپاریم

جاسم ثعلبی( حسّانی) ۱۳/۰۵/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: