باور تلخ

عکسم تو قاب پنجره مونده  

از وقتی که رفتی از آغوشم

باور کنم بی من سفر کردی

باور کنم کردی فراموشم

این انتظار بی دلیل از من

یک آدم بیهوده می سازه

یکی که پای این شکستنها

بازی که نه هستیشو می بازه

من بغض ابرم قطره بارونم

پای یه رعد ساده می مونم

این حرفت آغاز سقوطم بود

با تو نه می خوام و نه می تونم

با گریه تو تصویر اون روزا

دنبال لبخند تو می گردم

نیستی ببینی حتی تو عکسام

پنهون شدی آره گمت کردم

انگار این حرفا برای من

پایان شیرینی رویاها ست

حق من از این بیشترهم نیست

این سهم من از لذت دنیاست

یادت میاد دستای ما باهم

زنجیر احساسو رقم می زد

تعبیرم از اون روزها این بود

مردی که با عشقش قدم می زد

حالا ببین من تا ته جاده

بی سایبون و هم نفس رفتم

زنجیرو دنیا بد برید از هم

عشقم کشید دستاشو از دستم

داغ جدایی بی نشونم کرد

سینم از آه و گریه لبریزه

این بغض نشکن هم به شکل اشک

بیرون میاد از گونه میریزه

شاید یه روزی بشنوی از من

از ناله های پشت گیتارم

یک عمر از من دور باشی هم

دست از سر تو برنمی دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

927
۶۸

  • محمد عزیز درود و سپاس از دعوتت .
    زیبا بود اما ترانه نبود بیشتر قصیده بود
    ترانه اینقدر طولانی ؟؟؟؟؟
    موفق باشی @};-

  • سلام محمد عزیزم خوبی
    داداش یه معذرت بزرگ میخوام
    از حضورت بخاطر دیر اومدن پای کار
    خدا میدونه خیلی تلاش کردم ولی
    این مدت حسابی درگیری دارم
    بگذریم
    ———————————–
    داداش عزیزم در ابتدای کار من
    نقادی خواهر عزیزم حمیده سادات
    غفوری و جواب شما رو چند بار خوندم
    وبه این نتیجه رسیدم ترانه سرایی که
    میتونه اینقد قوی و روون بنویسه
    واز همه مهمتر روحیه ی نقد پذیری بالایی داره
    با کمی حساسیت بیشتر روی کار خودش میتونه
    بقول خانم غفوری عزیز صاحب امضا بشه

    تعابیر زیبایی از این دست

    تعبیرم از اون روزها این بود
    مردی که با عشقش قدم می زد

    کم نبود تو کارت عزیزم
    ولی من یه نکته ی کلی میخوام بگم اشال…
    از منه کمترین قبول کنی
    بنظرم از تعداد مصرع ها کمتر کن
    چون پر از تعابیر خیلی خوب هستن
    ولی کارِ کوتاه تر و با یک ویا دو تصویر
    عالی بیشتر مخاطب و درگیر میکنه
    البته این رو بصورت کلی گفتم ونه برای این کارت

    این نکته بنظرم خیلی مهمه

    حالا با هم هستیم و از هم یادمیگیریم
    ———————————————
    ممنونم از توجه ات ومعذرت بابت تاخیر
    داداشم @};- @};- @};- @};-

  • سلام اقای روزبهانی
    بسیار زیبا و موزون بود .
    تبریک میگم @};-

  • سلامحمد جان،ترانه پر احساسی بود
    (تعبیرم از اون روزها این بود
    مردی که با عشقش قدم می زد)
    خیلی دوسش دارم ۸->

  • موفق باشین جناب اقای زرعی..ممنون که ما رو قابل دونستین و دعوتم کردین به خوانش ترانتون…لذت بردم از خوندنش..مرسی =D> =D>

  • سلام محمد جان بسیار لذت بردم موفق باشی دوسته خوبم @};- @};-

  • سلام آقای روزبهانی
    ترانه ی زیبای شما رو پسندیدم

  • بسیار لذت بردیم
    و به نظرم سبک موسیقیایی نزدیک به اون سبک آقای فرزاد فرزین و سیروان خسروی باشه
    با آرزوی موفقیت روز افزون
    =D>

  • یک عمر از من دور باشی هم
    دست از سر تو برنمی دارم…

    سلام.
    ترانه تونو دوست داشتم.
    سلامت باشید.
    @};- @};- @};-

  • سلام آقای روزبهانی،
    ترانه ی بسیار زیبا و پر احساسی بود، ممنون =D> =D> =D> @};-
    موفق باشید @};-

    • سلام خانم عبداله زاده
      لطفا ترانه تو که تقدیمی به همه ی بچه های آکادمیه بخونین . @};-
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • سلام محمد عزیز
    ترانه زیبات رو خوندم
    ولی کمی در کشف و تعابییر جدید به واقع
    کم کاری کردی تو که به این خوبی ترانه رو بلدی
    یه مقدار وسواس بیشتری باید به کار ببری
    و به من یک آن لازم در ترانه نشون بدی که من
    نتونم ترانه ت رو فراموش کنم @};-

    • سلام
      مرسی احسان خوبم
      چشم سعی می کنم بهتر باشم
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • آفرین محمد جان =D> عالی بود

    نیستی ببینی حتی تو عکسام
    پنهون شدی آره گمت کردم

    یه جاهایی حس کردم کج رفتی ولی در کل میگم بیست بود چون مطمئنم مثل خودم اینا کارای ضعیفته میزای روی سایت تا اشکالاتت برطرف شه ;)) مثلا اینجا

    انگار این حرفا برای من
    پایان شیرینی رویاها ست

    یه کم گنگه منظورت البته حس خیلی عالی داری امیدوارم کار بعدیت بهتر و بهتر باشه. موفق باشی عزیز @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام محمد جان
    احساس ترانه ت خیلی دلنشین بود و تونستم باهات همراه بشم،تقریبا از پس وزن هم خوب براومدی،فقط چند مورد جابه جایی ارکان داشتی که به جبر قافیه بود! کلا ایراد خیلی بزرگی توی ترانه ت ندیدم با یه ادیت کوچیک همین چند موردی که گفتم به سادگی رفع می شه.یه کم بیشتر روش وقت بذاری می شه بهش نمره ی خوبی داد! :-) @};-

    • سلام خانم پورمحمد
      چه عجب شما واسه مهمونی هم باید ۴ ، ۵ دفعه دعوت بشید ؟؟؟
      مرسی که نظر دادید واسه (تو) هم بیاین لطفا . تو روخدا . شمارو به مقدسات
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • نیستی ببینی حتی تو عکسام

    پنهون شدی آره گمت کردم ..
    خیلی زیبا بود @};-
    میپسندم @};-

  • خیلی به دلم NESHAST //
    مخصوصا قسمت اول ترانه

  • عکسم تو قاب پنجره مونده
    از وقتی که رفتی از آغوشم
    باور کنم بی من سفر کردی
    باور کنم کردی فراموشم
    =D> @};-

  • سلام زیبا سرودید جناب روزبهانی @};- @};- @};-

  • سلام آقای روزبهانی
    سپاس از دعوت سخاوتمندانه ی شما.
    ترانه ی سالمی از شما خوندم و این اثر کاملا نشون میده که شما قابلیت بدل شدن به یک ترانه سرای بسیار خوب رو درآینده دارید.
    اما آقای زرعی! منِ مخاطب دلم میخواد بعداز خوندن یه ترانه چیزی ازش برام بمونه، حتی شده درحدّ یک بیت، یک مصـرع، یک ترکیب زیبا یا یک تصویر ناب که تا مدتی بعداز خوندن این اثر ذهنم رو قلقلک بده، اما در ترانه ی شما علی رغم زیبا بودن و روان بودن چنین اتفاقی برای من نمی افته، می دونید چرا؟ چون با اثری روبه رو بودم که نظیرش رو درمیان آثار صدهاترانه سُرای دیگه بسیار فراوون دیدم، برای نمونه در همین محفل گلگشتی بزنید و ترانه های دوستان روبخونید جز چند مورد خاص ترانه های دوستانمون به طرز ملال آوری شبیه همه واین یعنی رکود.
    این مقدمه رو گفتم که بگم برای شروع، خوب دارید کار می کنید اما اگر میخواید مخاطبین ترانه هاتون رو از بین صدها و صدها ترانه ی مشابه دوست بدارن و امضای محمد زرعی بدون ذکر نامش پای آثارش باشه، به سمت وادی های تازه قدم بردارید و خلاصه بگم یا حرف تازه ای بزنید یا حرفهای گفته شده رو به شکل تازه ای بگید.

    واما این ترانه:
    چند جایگزینی ساده میتونه به ترانه تون روانی بیشتری در موسیقی و مفهوم ببخشه :

    “یکی که پای این شکستنها” مردی که پای این شکستن ها

    “پای یه رعد ساده می مونم” مثل یه رعد و برق می مونم

    “این حرفت آغاز سقوطم بود” کدوم حرف؟ دوریت آغاز سقوطم بود

    “زنجیر احساسو رقم می زد” زنجیر یک تشبیه نامانوسه برای احساس و خصوصا برای فعل زپرقم خوردن تقدیــر احساس و رقم می زد

    گزینه هایی که اشاره کردم صرفا پیشنهاد هستند واین شما هستید که به عنوان خالق اثر باید بهترین جایگزین هارو برای سالم نگه داشتن شعرتون انتخاب کنید.

    رای تقدیم تلاش شما.

    ((بهـــارتـان بی مـلال))

    • سلام به خانم حمیده سادات غفوریان
      کاش نمی گفتم نقد صریح کنید (شوخی کردم)
      این جوابیه نه برای توجیه بلکه برای ارائه ی دلایل و پس دادن درس نسبت به شما استاد عزیز
      ۱ ابتداً دوست داشتم کار با جنسیت ناشناخته باشه و عمداً این کار و کردم اما با رسیدن به یک تشبیه زیبا (از نظر خودم” زنجیر”) جنسیت رو به مرد بدل کردم و نشد که مصرع های اول رو همسان سازی کنم (حق با شماست)
      در ایراد دوم من خودم رو به قطره ای باران بدل کردم و که با یک حرف از معشوقه که مثل رعد برق (با تو نه می خوامو نه می تونم) که ابر رو از حالت ساکن به بارش تبدیل می کنه سقوط می کنم (بازنگری کنید متوجه می شوید)
      ۳ مطمئنا با دریافت دلیل ایراد دوم این ایراد هم رفع میشه تکنیک من رونمایی از حرف (با تو نه میخوام و نه می مونم )
      ۴ دلیل من برای استفاده از زنجیر استحکامش بود و زنجیر احساس یعنی عشق ناگسستنی البته خیلیها این تشبیه و تواما تعریفش رو در کار من نقطه عطف این کار می دونن
      درسته که من از زنجیر استفاده نوئی داشتم اما غافل نشیم که توی شعر کاملا توضیح دادم حتی بریدن زنجیر رو ملال آور توصیف کردم
      یادت میاد دستای ما باهم
      ” زنجیر احساسو رقم می زد
      تعبیرم از اون روزها این بود
      مردی که با عشقش قدم می زد
      حالا ببین من تا ته جاده
      بی سایبون و هم نفس رفتم
      زنجیرو دنیا بد برید از هم
      عشقم کشید دستاشو از دستم”
      حالا در مورد قسمت اول نقدتون . هم قبولش دارم هم قبول ندارم با دلیل (جسارتا البته)
      حالا اگه قسمت ۴ جوابیه رو بخونین شاید هم به من حق بدین و یا شاید هم این قطعه رو برای یه شعر با اون تعداد بیت کافی ندونین .
      من این نقد رو بدون جواب خودم یه پرینت گرفتم برای یادگاری که بدونم چه کسی منو کمک کرد تا کارمو خارج از قافیه ها و ردیف ها و با نگاه فرا بیتی بهترین کنم
      مطمئن باشین برای من همیشه بهترین دوست هم ترانه هستین
      اگه از دست من بخاطر جوابام ناراحت نشدین پاسخو توی پست ترانه بذارین لطفا
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

      • درود دوباره
        آقای زرعی گرامی در مورد بند صائقه با خوندن دوباره متوجه مقصود شاعر شدم و انتقادم رو پس می گیرم. البته هنوز مسئله ” این حرف” سر جای خودش باقیه چون شما با ضمیر این مخاطب رو به جایی ارجاع دادید که درترانه موجود نیست ومخاطب از خودش خواهد پرسید کدوم حرف؟!
        درمورد زنجیرهم من هرگز در صحبتم نگفتم شما نباید احساس رو به زنجیر تشبیه کنیدکماهیی که این تشبیه پیش ازاین هم به وفور دراشعار استفاده شده، امادلیل اینکه دراون بند اشاره کردم تشبیهتون نامانوسه، استفاده از فعل ” رقم می زد” بودکه برای زنجیر کاملا نامانوسه و در ذهن مخاطبتون این سوال ایجاد میشه که شاعر چرا نگفته تقدیر؟! اگر برای استفاده از تشبیه “زنجیراحساس مصر هستید” حتما فعل رو عوض کنید.
        با تشکر.
        ((بهـــارتـان بی مــلال))

      • نقدتون رو پذیرفتم و سعی میکنم بکار بگیرم
        @};- @};-

  • سلام آقای روزبهانی عزیز ترانه ی زیبا و دلنشینتون رو خوندم بسیار عالی خسته نباشید روون و جذاب نوشتید پسندیدم @};- @};- =D> =D>

    • سلام خانم ربانی
      مرسی از قبول دعوتم
      ممنون از لطف بیکرانتون

      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • خوبه ولی بسیار باید کار کنی چون مشکی وزن مشکل قافیه ….

    در کل بد نیست ولی بیشتر ترانه گوش بده

    =D> =D>

    • سلام علیرضا جان
      ممنون از دلگرمیتون
      میشه نکته ای اشاره کنید که اگه قانع شدم رفعش کنم
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • سلام جناب زرعی روزبهانی

    از دعوت شما متشکرم.

    ترانه ی سرشار از احساسی بود..

    مانا باشید @};-

  • مرحبا. ترانه استوار و محکمی بود .واقعا لذت بردم. ممنونم و موفق باشید @};-

    • امید جان سلام
      امیدوارم موفق باشی و ممنون از دلگرمیت @};-
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • درود بر شما

    ممنونم از دعوتتان

    ترانه زیبایی خواندم از شما =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-

    • زیتا جان سلام
      منو با اومدنت خوشحال و غافلگیر کردی ممنون از دلگرمیت
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • زیبا بود =D> =D> =D> @};-

    • سلام محمد دوست هم ترانه
      امیدوارم همیشه منو با نظراتت یاری کنی
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • @};-

  • آفرین بر شما ..حس ِ کارتون رو خیلی دوست داشتم

    .تعبیرم از اون روزها این بود

    مردی که با عشقش قدم می زد

    حالا ببین من تا ته جاده

    بی سایبون و هم نفس رفتم =D> =D> =D> =D>

    • سلام بر شما خانم موسوی
      این باعث افتخاره که به ترانه من سر زدین امیدوارم کارهام روز به روز بهتر بشه تا شما رو بیشتر ببینم
      ممنون از لطف بیکرانتون
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • درود محمد عزیز.ممنون از دعوتت.کار بسیار روون و سالمی بود …احساست رو پسندیدم.لایک =D> .شاد باشی

    • سلام به علی دوست داشتنی و عارفم
      من بخاطر ترانه های عارفانت تو را با این لفظ خطاب می کنم
      ممنون که من رو به آینده هنریم امیدوار کردی
      تنهام نذار
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • درود زیبا بود لذت بردم
    ین انتظار بی دلیل از من

    یک آدم بیهوده می سازه

    یکی که پای این شکستنها

    بازی که نه هستیشو می بازه
    =D> =D> @};-

  • یادت میاد دستای ما باهم

    زنجیر احساسو رقم می زد

    تعبیرم از اون روزها این بود

    مردی که با عشقش قدم می زد
    لایییییییییییییییک آقای روزبهانی عزیز =D> =D> =D>

    • سلام متین خانم
      بازهم محبتتونو ثابت کردین .
      جبرانش رو برای من سختتر کردین
      مرسی از لطف بیکرانتون . لایک همیشه لایک برای شما
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • خیلی خوب بود..خسته نباشید..فقط من خودم به شخصه دوست دارم ترانه ها کوتاهتر باشن:) @};- @};- @};- هرچند ترانه ی بلند گفتنش خیلی خیلی سخته:) موفق باشید

    • سلام خانم پور یونس
      ممنون از دلگرمیتون
      ترانه کوتاه یه حکم محکم داره اونم اینه که مفید و مختصر پیام رو به مخاطب برسونی و من فعلا توانائی این کارو ندارم اما چشم سعی میکنم بخاطر جذب ترانه سرایان قوی مثل شما برای خوانش ترانه هام حتما این ایرادو رفع کنم @};-
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • سلام محمد جان
    عالی بود کارت میپسندم ایم کار واقعا زیبا رو

    • سلام مجید عزیز
      ممنون توی این ترانه هم مثل کار قبلی محبت برادرانتو به من ثابت کردی
      مرسی مهربون
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • اقای روزبهانی این ترانه بسیار زیبا بود و لذت بردم منتظر ترانه های بعدیتون هستم

    • سلام خانم عارف
      مطمئنا این کار به پای دلنوشته های شما نمیرسه
      بدلیل ارائه همزمان ۲ ترانه از نقدتون توی ترانه ی (دیوونه خونه) محروم شدم
      به نظرتون نیاز دارم
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • @};- =D> o,f f,n

    • مرسی از دلگرمیت
      لطفاً ترانه (دیوونه خونه) رو هم بخون و نظرت رو بگو
      به نقدت نیاز دارم
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”

  • کار بسیار زیبایی بود
    از خوندنش لذت بردم موفق و پیروز باشی

    • سلام پگاه عزیز
      مشوق همیشگی
      پیروزی و موفقیت بدون استفاده از نظرات شما ممکن نیست .
      ممنون از حس دوست داشتنیت
      “زبان ما زبان ترانه است زبانی که به دل هرکس می نشیند اما کمتر کسی با آن زبان صحبت میکند . (عاشق می خواهد ، عاشق)”