یه سلام بی هیاهو

یه سلام بی هیاهو ،واسه تو که رفتی آسون
شنیدم تازگیا ،شدی هم ترانه ی اون
نمیشد از اول می گفتی، یکی رو تو دوس می داری؟
واسه ی گفتن حرفات ،سررو شونه هاش می ذاری؟
می دونم این روزا خوبه حالت آخه اون هست همیشه
میاد و می مونه پیشت، ازتم جدا نمیشه
می دونم حالا کنارش، هستی و اونو می بینی
اون که با تو نمی مونه، شاید اینو نمی دونی
نمی خوام اینو بدونم ،بدونم با اون کجایی
واسه من فرقی نداره ،مهم اینه بی وفایی
می رم از زندگی تو، گرچه اجباریه رفتن
می خونم برای چشمات، شعر تکراریه رفتن
من میگم شعر نبودن، دیگه یادت نمی مونه
تو کنار اون نشستی، من کنارت نمی مونم
به خیالم که می مونی، ساز عشقو می زدم من
من نمی دونستم آخه ،با یکی دیگه می خونی
عشق تو اومده بود و،تو دلم می زد جوونه
ولی باز با رفتن تو، شده بی آشیوونه
فکرشو من نمی کردم ،رسیدن به تو محاله
تو که رفتی فهمیدم من، سیب عشق من چه کاله
همه میگن تو نمیای ،پی عشق تازه هستی
خط زدم عشقتو اصلا، چیه توی دل نشستی
خداحافظی خیلی سخته اما برو دیگه
دیگه شیرین واسه فرهاد، شعر عاشقی نمیگه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: