قرمز

تکونِ دست، معنایِ خداحافظ نبود امّا…
واسه من راهِ برگشتن به توهرگز نبود امّا…
بدون مکث، می رفتی؛ بدون شکّ و تردیدی
دلم یه کاسه خون شد؛ چشات قرمز نبود امّا…

چشات قرمز نبود امّا… تنت محکوم این بازی
کجا! من اشتبا(ه) کردم که دیگه دل نمی بازی؟
کجا! عشقُ نفهمیدی که چشمام غرق بارونه؟
بیا؛ برگرد؛ کاری کن، بیا؛ دلتنگه این خونه…

بیا؛ این خونه بعدِ تو، واسه من دیگه مردابه
نگو که اوّلش سخته؛ نگو این عشق می خوابه!
نگو این کوچِ اجباری، برای تو یه تسکینه
نگو چشمم دیگه تنها، تورو توو خواب می بینه!

تکونِ دست، معنایِ خداحافظ نبود امّا…
واسه من راهِ برگشتن به توهرگز نبود امّا…
بدون مکث، می رفتی؛ بدون شکّ و تردیدی
دلم یه کاسه خون شد؛ چشات قرمز نبود امّا…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: