(طنز)

هرسال،، در تیرماه، اوایل تابستون
مارتن بزرگی، تو بچه های ایرون

رقابت یک میلی، میون یک میلیون
همدیگه جا می ذارن، بقدر یک اپسیلون

یه عده خوشبخترین ،با چهره ها ی خندان
آخه پذیرفته اند، تو دانشگاه تهران

یه عده هم بهشتی، ولی تو این دنیایند
بیدار ولی دقیقا، تو اوج رویاهایند

فوق ستاره ها هم ، صنعتی شریف ند
تو فیزیک و ریاضی، یه لشکر رو حریف ند

یه دسته از خوشبختا ، تو مرکز استانا
بعضیا هم جا دارن ، تو بعضی شهرستانا

یه گام بعد اینا ،دوره های شبانه
یه کم باید پول بدن ، خواندند عاشقانه

شهرای نزدیک و دور حالا به هر بهونه
پیام نور روزانه یا دوره شبونه

یه عده از کنکورو درس و کتاب خسته ان
حرف ما هم در اینجا روی همین دسته ان

یلّلی و تلّلی صفا سیتی و عشقش
این شده حال و روزش این شده درس و مشقش

باج یه روز حضورش سه روز و نیم غیبته
تو چشم همکلاسی یه عالمه هیبته

همیشه از صفحه ها گله شکایت داره
دور زدن کلاسا خودش حکایت داره

یه ربع به زنگ که مونده استاده رو پیچونده
خودش با همکلاسی به تو حیاط رسونده

یه دونه مادر بزرگ ترمی سه بار می میره
شروع ترم بعدی دوباره جون می گیره

تو امتحان فاینال پدر تو درد و رنجه
کوچکترین مشکلش عفونت مننژه

تو ساعت امتحان گردن که نیست راداره
به برگ همکلاسی چشم طمع می داره

حالا به این بهونه یا که به اون بهونه
مدام با استادا در حالا چکٌ و چونه

خلاصه خواستم بگم، از سطح علمی شوتن
از ظاهر و صورتا ، تیریپا شون چه توپن

سایه ی پشت چشماش هلو که نیست کیوی ِ
کلاس که نیست به خدا خودِ فشن تی وی ِ

رنگ چشاشُ داری ، این توی کار لنزه
یه روز گرد و قلمبه مثل چراغ بنزه

یه روز سیاه یه روز سبز یه روز شبیه گربه
ناخن ولاکاش ببین سیلورِ رنگ نقره

قرمزی لپاش رو چقده رویایی
آخه رژِ گونه هاش مارک اروپایی

ناخن دستاش دیگه، آخه خیلی درازه
قبلی که آدم باشه ، مثل جوجه گرازه

مسیرشون مشخص، پیرو خط چشم ند
نازو افاده هاشون ، پراز اصول و عشوه اند

رنگ رژ و خط لب، صورتی و بنفش ِ
نگین روی مو ها ش، همرنگ بند کفش ِ

ده تا همراه اول ، چهل تا ایرانسل داره
ما که حسود که نیستیم، جوونه و دل داره

از سرشب تا سحر مدام موبایل به دسته
یه ریز فک می زنه ولی نمیشه خسته

آخر ترم می اُفته، یا اینکه مشروط میشه
مثل یه چوب کبریت، میونه باروت میشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: