سرباز صفر

همیشه یک نفر، یک جا، کسی هست! که چشمِش جنسی از احساس داره
که جُف(ت) شیشِ تو توو دستاشه؛ نَردش، برای تو همیشه تاس داره
زیر رگبار پوتین های قسمت، بدونِ کیش تو، بی وقفه ماته
تو! شاه صفحه ی شطرنج اونی ؛ اونم سرباز صفرِ سر به راته

همیشه یک نفر، یک جا، کسی هست! که توو خوابش همش تعبیر می شی
کنارِ لحظه ها، چشم انتظاری…؛ روو بغض عقربه ش تاخیر می شی
برای نور شبهای سیاهِش، مثه سوسوی یه فانوس هستی
مثه یه جنس باارزش…عتیقه…! از عهد دورِ دقیانوس هستی

همیشه یک نفر، یک جا، کسی هست! نبودش، بودِ تلخ سرنوشته
تهِ آغوش اون یه جای اَمنه؛ تب آغوش اون خاک بهشته
واسه دلتنگیهات یه تکیه گاهه؛ واسه وقتایی که دلگیر می شی…
واسه اون لحظه هایی که بریدی؛ به رویِ شونه هاش تفسیر می شی…

همیشه یک نفر، یک جا، کسی هست! که تقدیرو برای تو می سازه
مثه آیینه دائم روبروشی؛ به تصویر تو دائم دل می بازه
تنش، آبستن سرد حوادث ؛ برای دیدن تو پا به ماهه…
تو! شاه صفحه ی شطرنج اونی ؛ اونم سرباز صفرِ سر به راهه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: