دفترخیال

دفترفکر وخیالم خالیه
حالا که عشق توسالهاس ،
واسه من خیالیه.
میرم و پیشت دیگه نمی مونم
قَدراین زندگی رَم، نمیدونم
نمیدونم ، که حواست به کیه !
حالا که زندگیت ،هرکی هرکیه !؟
لحظه ها رو، تو تموم کردی برام
خط کشیدی ، رو تموم باورام
ضَربدَری زدی ، روی خاطره هام
پاشیدی رنگ سیاهی ، رو تموم شادیام
من میرم ، اینجا دیگه نمی مونم
واسه تو، شعری دیگه نمیخونم
میرم و، تنهائی رَم ، جا میذارم
تا قیامت ، رو دلم ، پا میذارم
هیچ صدائی نمیاد توی شبام
یه سکوته مُطلقه ، تو لحظه هام
هیچ صدائی نمیاد توی شبام
از خدا مُردنم و فقط میخوام !
از خدا مُردنم و فقط میخوام !

از این نویسنده بیشتر بخوانید: