هوادار من

میخوام این ترانه رو واسه اونی بسازم
که واسه من باختش، تا به دنیا نبازم

اونی که هر جا نشست فقط از خوبیم گفت
این همه من بد بودم ولی اون چیزی نگفت

اونی که یه عُمریو به پای من ساختش و سوخت
اونی که جوونیشو برای عشق من فروخت

اون که با نداریام به عشق من کوتاه اومد
این همه خسته شدش، چیزی نگفت و راه اومد

خودشو اصلا ندید، واسه دیده شدنم
اون که یه بهانه بود برای زنده بودنم

وقتی که می خندیدم، از ته دل می خندید
واسه ی داشتن من با همه دنیا جنگید

مثه کوه پُشتم بود و کی منو تنها گذاشت؟
واسه ی آرزوهام رو آرزوهاش پا گذاشت

اون که بود هوادار من و این ترانه هام
اونی که جا میگیره تو همه عاشقانه هام

اما افسوس که خُدا مهلت نداد پیشم باشه
خیلی زود ازم گرفتش، خواست مال خودش بشه

آره این دنیا اصن لیاقت اونو نداشت
خیلی زود رفت تو دل خاک و منو تنها گذاشت

از این نویسنده بیشتر بخوانید: