دیوونه خونه

چشامو باز کردم تا دوباره

خیالم باشه از خوابم پریدم

منی که با تو خوش بودم یه ساله

تو رو حتی توی خوابم ندیدم

ببین حقم نبود با اون بزرگی

حالا باید همه به من بخندن

اگر دادم زدم از داغ سینم

بیانو هردو دستامو ببندن

می دونی واسه چی دیوونه حالم

اصلا پرسیدی از حالم سوالی

همش گفتم چرا رفتی نموندی

چرا خواستی منو تنها بذاری

تو این دیوونه خونه بعضی وقتا

می رم توی خودم افسرده می شم

یه وقتایی توی اوج توهم

تصور می کنم برگشتی پیشم

ای کاش برگردی و پشت سرت باز

ببینی با من عاشق چه کردی

اگه بو برده باشی از مروت

باید با گریه دنبالم بگردی

جلوی پنجرم توری کشیدن

آخه من شیشه هارو می شکستم

یه وقتایی برای دیدن تو

می رفتم روی قابش می نشستم

الان هشت ماه و بیست روزه که اینجام

دیگه خسته ام از این خوابای پردرد

درسته عکستو سوزوندم اما

ولش کن ، مردم از این غصه برگرد

فقط اینو بگم با دست بسته

با این گیجی که از یک مشت قرصه

می گم از من خیانت دید و رد شد

اگه هرکی از این حالم بپرسه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

891
۱۶