نــــازِ نگاهِ خـُـــــدا

نــــازِ نگاهِ خُـــدا

میخوام کفشِ نور و بپوشم برم ،به جایی که خورشید و باور کنن
همونجاکه عاشق شدن سخ(ت) نیس،که حالِ خرابم رو بهتر کنن
بزارم برم اونجــا کـــــه ارزشِ ،دلِ آدم از کــعبه هــم بیــشتره
دوتــاچشــمِ خیــسو گرون میخرن ،دلم خیلی از دستِ اینجا پُره
مــگه آدم اونجـــا پرستــش بشه،مگـه من برم اونجا آروم بشم
یـه دل دارم از دنیـــا این بسمــه،نمیترسم از چیزی محروم بشم

دلــم رو به دریــا میدم دستمــو، میــزارم تو دستـــایِ پروانه ها
میشینــم رو بـــالِ خیال و میــرم،بشــــم ساکـنِ شهرِ افسانه ها
میخــــوام آبیِ آسمونــی بشم،به حسِ زمین خوردنم چیره شم
ببنــــدم چشامو با چشمِ دلم،به نــــازِ نگـــاهِ خــــدا خیره شم

به تنــگ اومدم حال و روزِ زمین،مثِ لحظه هایِ یه خوابِ بده
دیگه بســـه از بس تو دلتنگیامـ،کسی نیس جوابِ دلم رو بده
میخوام تو هــوایی تنفس کنم،که شش هامو بویِ خدا پر کنه
کسی نیس بیاد با غرور خودش،بخواد نون احساسو آجر کنه
خـــودم باشم و آسمـــون و خــدا،خــدا باشه و عطرِ خوبِ دعا
دعـــا باشه و قــلبا بی ادعــــــا،دعاباشه امــــا نــــــه از رو ریا

 دلــم رو به دریــا میدم دستمــو، میــزارم تو دستـــایِ پروانه ها
میشینــم رو بـــالِ خیال و میــرم،بشــــم ساکـنِ شهرِ افسانه ها
میخــــوام آبیِ آسمونــی بشم،به حسِ زمین خوردنم چیره شم
ببنــــدم چشامو با چشمِ دلم،به نــــازِ نگـــاهِ خــــدا خیره شم

 

 

پ.ن:نازِ نگاهِ خدا یه تلاش کوچیکه برای روون تر و عامه پسند تر بودنم

تقدیم به شما با عشق

 

1126
۱۰۵

  • خیلی زیباست دوست من خیلی شعرات لذت بخشه. جاری باشی =D> =D> =D> =D> =D>
  • مرسی رسول ممنون از نگاهت
  • رسول عزیزم... آفرین. هربار پر از واژه و وقدرتمند... لذت بردم
  • احساس این ترانه منو ناخودآگاه به یاد شعر پشت دریاها شهریست از سهراب انداخت @};- بابت این ترانه ی دلنشین فقط میشه به خالقش تبریک گفت =D> @};- @};- @};-
    • ممنونم سارا جان لطف داری این موضوع رو حمیده سادات غفوری عزیز اشاره کرد ومنم از نظر ایشون شعر و کپی میکنم وتقدیمت میکنم ممنونم از لطفت سهــراب سپهــری: قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند «دور باید شد، دور. مرد آن شهر، اساطیر نداشت زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود دور باید شد، دور شب سرودش را خواند، نوبت پنجره هاست.» همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند پشت دریاها شهری ست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله، به یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را می شنود و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد پشت دریا شهری ست که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند. پشت دریاها شهری ست! قایقی باید ساخت . @};- @};- @};- @};- @};-
  • چقدر خوب بود:) @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • ایولا ایولا رسول بین چی گمه سی خیلی فدایی داری خدا پشت پناهت برادر واسه موهای جدیدتم تبریک میگم بهت @};-
    • رسول (بین چی گمه سی) محمد جان عزیزم سلام معنیِ این قسمتو نفهمیدم جانِ خودم من فدایِ مهربونِ همتون بشم اشال... اتفاقا من میخواستم بگم کت و شلوار بهت میاد مو میریزه ولی تیپ شما ثابته داداشم @};- @};- @};-
  • سلام دادا ... بعده زلزله ، به آیدین قره باغی عزیزم گفتم ، که نکنه رسول چیزیش شده باشه !!! هرجوری بنویسی رفتی توو دل ... دادا عذر می خوام دیر اومدم ، مشکل سایت اعصابمو بهم ریخته بود عکس هیشکی سر جاش نبود و سایت قطع و وصل می شد :-? اما روز اول اینکارو خوندم و نظر رو گذاشتم واسه وقتی که حال سایت خوب شه ... البته نظر که نه ادای احترام منظورم بود ... نظر به چی بدم ؟؟؟ بگم بد بود ؟؟؟ خوب بود ؟؟؟ نه تو بگو چی بگم ؟؟؟ وقتی از این کیلومتر ها فاصله ، اولین نفری که پس از شنیدن خبر زلزله یادم میوفته رسول آدینه ست **** دادا مواظب خودت باش ، به عنوان یه زلزله دیده ازت می خوام که از تجاربم در برابر زلزله استفاده کنی مثلا ::: وقتی دیدی هی پس لرزه میاد و زمین آروم نمی گیره ، مثل من و علی روشنی میری طبقه ی سوم یه آپارتمان ، در اتاقتم قفل می کنی و مطمئن می شی که اگه قراره بمیری ، فرار بی فایده ست ، پس بشین موزیک گوش کن و فیلم ببین . **** شان نزول سوره ی زلزال خواندنی ست اخم تورا به زلزله ... تفسیر کرده است !!! **** باید اول از قله های تنت به هر نقطه از جسم تو خیره شد تمام حریمارو باید شکست به اصلی ترین مرز تو چیره شد!!! دادا ی کوچک از تبریز بزرگ " آرش توفیقی " @};-
    • باید اول از قله های تنت به هر نقطه از جسم تو خیره شد تمام حریمارو باید شکست به اصلی ترین مرز تو چیره شد :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S :-S آرش دوست دارم بشینم و صد خط در جوابت برات تایپ کنم میدونی که این عادتمه جوابِ مفصل میدم اگه با من راحتی بزار همه ی حرفایِ عمیقی که زدی و بعدش منو با این قسمت از جنگِ تن ویرون کردی تنها باشیم نمیخوام تایپ کنم این حس رو دوس دارم میخوام تو این فضا باقی بمونم آرش،،،همیشه بــاش چه با نوشتنِ نظر چه بی نوشتنش آیدین میدونه متافیزیک چقدر قدرت داره اینقدر که یک لحظه ازتون غافل نیستم @};- @};-
  • چقد خوشتیپ شدی تو پسرررررر این عکست فوقالعاده ست... راستی من دو هفته اهواز بودم تازه دیروز آرش میگه رفتی رسول رو دیدی؟ من نمیدونستم بچه اهوازی وولک!! دوستای ترانه سرا خیلی بهم لطف کردن و یه روز خوب رو با هم گذروندیم.... ترانه ت رو هم دوست داشتم :-)
    • ممنونم علی جان خوش تیپی که از سر و روی شما سرازیره داداشیم آرش رو خیلی دوس دارم سلام گرمم رو بهش برسون خیلی مرده من خودِ اهواز نیستم من شمال خوزستانم دزفول خوشحالم از اومدن به اینجا لذت بردی بار بعد اومدی خبرم کن...حتمن مهمون نوازِ بدی نیستم ممنونم بازم بابت لطفت به ترانه @};- @};- @};-
  • سلام آقاي اديـنه ي گرامي اومدم هم براي بهـره ي دوباره بردن از ترانه ي زيباي شما وهم براي اينكه بگم اگر اين روزها نظر من رو كم پاي ترانه هاتون مي بينيد اصلا به اين مفهوم نيست كه خودم رو از لذت بهرمندي از عاطفه ي زلالتون محروم مي كنم. اما متاسفانه بعضي محدوديتها مثل زمان و... اجازه نميدن كه ديدگاهم رو بنويسم و از اين بابت عذر ميخوام. در خصوص اين ترانه بهتون تبريك ميگم چون به نظر من در تمرين روان تر و ساده تر نوشتن موفق بوديد. اما يكي دونكته به ذهنم رسيد مثل: اول از همه كاش ترانه رو با فونت درشت تري مي نوشتيد و فكر سن و سال ما كهن سالان رو هم مي كرديد، خودم و الهه ي عزيزو ميگم ;)) چون با مصيبت خوندم ترانه رو. :-) ;)) و نكته ديگه اينكه: در "همونجاکه عاشق شدن سخ(ت) نیس" ت رو درصورتي بايد داخل پرانتز مي ذاشتيد كه در وزن صحيح خوانده نشه اما دراين بيت كلمه ي "سخت" به طور كامل در وزن مي گنجه. نكته ي بعد " بيشتره و پره" قافيه ي چندان صحيحي براي هم نيستند. "مــگه آدم اونجـــا پرستــش بشه" اين بند از اون دست خطرهاي شاعرانه در محتواست كه من نمي خوام بگم كلا نبايد استفاده بشه اما به لحاظ بار محتوايي خاص و دوپهلو بودن نياز به مقدمه چيني بيشتري داشت. جز اين موارد ترانه تون رو بسيار دوست داشتم و خصوصا وزن خاصي رو كه امتحان كرديد بسيار پسنديدم. میخــــوام آبیِ آسمونــی بشم،به حسِ زمین خوردنم چیره شم ببنــــدم چشامو با چشمِ دلم،به نــــازِ نگـــاهِ خــــدا خیره شم :-( =D> در پايان شمارو دعوت مي كنم به لذت دوباره خواندن شاهكاري از شاعر تصويرهاي ناب و مفاهيم فرامادي ، سهــراب سپهــري: قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند «دور باید شد، دور. مرد آن شهر، اساطیر نداشت زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود دور باید شد، دور شب سرودش را خواند، نوبت پنجره هاست.» همچنان خواهم راند همچنان خواهم خواند پشت دریاها شهری ست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله، به یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را می شنود و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد پشت دریا شهری ست که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند. پشت دریاها شهری ست! قایقی باید ساخت . سهراب سپهری ((بهــارتان پـر شكوفه))
    • خواهر عزیزم خانم غفوری عزیز کاملا درک میکنم مشغله های شما رو نمیتونم پنهون کنم که وقتی نقداتون رو پای کارای بچه ها میبینم از ته دل دوست داشتم پای کار بنده هم حاضر باشین من که هر وقت کاری از شما میبینم میام ولی حریم شاگردی کردنم نمیزاره نکته ای بنویسم چون واقعا خالی از عریضه ام پیش قدرت قلمتون واین هم نه تواضعِ بیجاس و نه تعارف اعتقاد دارم به حرفی که میزنم خدا میدونه خیلی خوشحال شدم از حضورتون اینقد که به زبون نمیاد من احساس واقعی ام البته بخشی از احساس واقعی ام به شما رو در کار((باید مرد باشی تا درکش کنی))از علی ادریس زاده دوست عزیزم انعکاس دادم وهمیشه شخصیت خودتون وکاراتون رو والا میدونم ودوست دارم حالا کم سعادتی من بوده اون آشنایی که باید نتونستم برقرار کنم --------------------------------- در مورد کارم که تشکر ویژه میکنم از نظرتون من در مورد ویژگیِ موسیقیایی در واژه ها تا حدودی دچار ضعف هستم ودر تلاشم این نقیصه رفع بشه و یکی از مهمترین این منابع برای آموختن همین آکادمی و نظرات شما ودوستانِ ممنونم کمک میکنید صددر صد سعی بر درست تر نوشتن میکنم بازم خیلی خیلی خیلی زیاد ممنونم خواهر عزیز و هنرمندم @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- درود بر شمــــــــا @};- @};-
  • همونجاکه عاشق شدن سخ(ت) نیس،که حالِ خرابم رو بهتر کنن هر دو تا ت باشن بهتر نیست؟ آقا احساس خوب
    • سلام آیدینِ عزیزم @};- @};- خوبی داداش چرا وال... اگه سکته ایجاد نکنه بستگی به نوع خوندن داره حرفت متینِ داداش
      • البته در مورد (نیس) زیاد مهم نیست در گفتگوی عامیانه بنظرم از کلماتیه که ت رو یا اصلا به زبون نمیاریم ویا خیلی خفیف تلفظ میکنیم
  • درود جناب آدینه مثلِ همیشه سرشار از احساس خوب. سبز باشید و مانا @};-
  • درودآدینه ی عزیز بسیارزیبا،،،،،،،،،،،،،، @};- @};- @};- پاینده باد،،،،، @};-
  • سلام .بسیار بسیار بسیار عالی آفرین =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • سلام روسول جان اول اینکه بگم رسول آجر اون وسط چیکار میکنه؟این همه مفاهیمه عرفای و رویایی اوردی بعد وقتی یه دفعه میای آجر رو میاری تو کار. رو این وزنم فکر کنم زیاد تسلط نداری چون بیشتر از هفتا سکته حس کردم. کاره قبلیتو خیلی دوس داشتم و گفتم بهترین کارته هم از لحاظ زبان هم پرداخت ولی این کار یکی از ضعیف ترین کارات بود. بنظرم این ضعف از زیاد نوشتن هم سرچشمه میگیره. به قول روزبه سعی کن زیاد بنویسی اما در ماه فقط یه کاره خوب بنویس. موفق باشی برادرم
  • رسول جان حس و روحي كه به لغات ميدي هميشه باعث ميشه من ترانه هاتو چند بار بحونم و تحت تاثير قرار بگيرم @};- @};-
  • حس جالبی داشت ،کار خوبی بود، فقط رنگ بندیش اذیت می کرد و یکم ریز بود @};-
    • میلادِ عزیز ببخشید داداش اون دنیا خدا بخاطر هیمن اذیت کردن چشمای قشنگت ازم بازخواست میکنه.... پس از همین جا هلالم کن ممنونم زحمت کشیدی داداشم @};- @};- @};-
  • سلام رسول عزیزم پر ترانه بودنِ هم ترانه هایی چون تو، امری مسرّت بخشه داداش! زنده باد...
    • علیک سلام مهدیِ عزیزم خیلی خیلی ممنونم جوادِ پوران از قول روزبه بمانی گفت زیاد بنویس ولی کار خوب با فاصله زمانی بده بیرون بهتره....ومن باید این نکته رو یاد بگیرم قربونت برم همسنگر @};- @};- @};-
      • بسیار عالی رسول جان. از توضیحات جواد عزیز هم استفاده کردم. اما من نظرم رو فارغ از مبحث فنی عرض کردم و در واقع این احساسم رو بیان کردم که پر ترانه بودنت باعث میشه که ما بیشتر به فیض دیدارت نائل بشیم. با نظر جواد عزیز هم که از هفت سکته ی وزنی در این ترانه صحبت کرده بود موافق نیستم چرا که اگه بخوایم وزن این ترانه رو بر اساس اصول سخت گیرانه ی علم عروض که دقیقاً بر همین مبنا هم سروده شده بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که ترانه بر وزن: (فعولن فعولن فعولن فعل) و کاملاً عاری از هرگونه سکته و حتی خطای وزنی هست.
      • مهدی عزیزم جواد خیلی خیلی ریز بینانه وبقول خودت سخت گیرانه ودرگیرانه با کار برخورد میکنه واین خودش به این معناس که دلش میخواد کار بهتر ارایه بشه علاوه بر اینکه مثل خودت وخیلی از بچه ها سطح علمیِ بالایی در این زمینه داره من در پیام خصوصی وهم در پیام عمومی ازش تشکر ویژه کردم از وقتی که نظرش رو خوندم سختگیرانه دارم کارو خوندم وهنوزم دارم میخونم هفت سکته....خیلی زیاده!!!!موافقم
  • سلام یه انرزی یا یه حس یا یه نیروی متافیزیکی یا هرچی اسمشو میذاری بذار،بهم میگه رسول از دست من نارحته نگو نه !!که اون وقت به خودم نه، بلکه به تمام عوامل معنوی دنیا شک میکنم!!! رسول داداش من پای تمام ترانه هات بودم وهستم چه دیدگاه پاش بذارم چه نذارم،مشکل اینه که تزویر بلد نیستم..... در مورد نقد ترانه هم تو پیام های خصوصی باهم حرف میزنیم. قربانت آیدین @};-
    • علیکِ سلام @};- @};- @};- @};- @};- به هیچی شک نکن به متافیزیک به انرژی که از اینورم حس شده بیشتر توضیح نمیدم ایدین عزیزم سر بزن به پیام خصوصی ات اونجا گفتم چرا بد شدم ----------------------------- یه نیرو میگه هستین دوتاتون هستین هم تو هم..... ----------------------------- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • خـــودم باشم و آسمـــون و خــدا،خــدا باشه و عطرِ خوبِ دعا دعـــا باشه و قــلبا بی ادعــــــا،دعاباشه امــــا نــــــه از رو ریا سلام رسول عزیز و دوست داشتنی باز هم غافلگیر شدم با خوندن ترانه ی زیبات واقعا نمی دونم چی بنویسم برات بس که ترانه ی زیبایی گفتی آفرین .... عالی بود همیشه سبک ترانه هاتو دوست دارم مصرع های دنباله دارت رو دوست دارم @};- =D> =D> =D>
    • علیک سلام داداش حامد همه چیز درستم خوبی؟غافلگیر کردنت رو دوس دارم چون هنوزم غافلگیر کاراولت در مورد جنگ جهانی هستم....دستت درد نکنه حامد جان @};- @};-
  • سلام رسول عزیز .خیلی زیبا بود: میخوام تو هــوایی تنفس کنم،که شش هامو بویِ خدا پر کنه
  • به تنــگ اومدم حال و روزِ زمین،مثِ لحظه هایِ یه خوابِ بده دیگه بســـه از بس تو دلتنگیامـ،کسی نیس جوابِ دلم رو بده میخوام تو هــوایی تنفس کنم،که شش هامو بویِ خدا پر کنه کسی نیس بیاد با غرور خودش،بخواد نون احساسو آجر کنه خـــودم باشم و آسمـــون و خــدا،خــدا باشه و عطرِ خوبِ دعا دعـــا باشه و قــلبا بی ادعــــــا،دعاباشه امــــا نــــــه از رو ریا =D> =D> =D> عااااااااااااااااااااااااااااااالی بود رسول عزیز ، اگر همچین جایی رو یافتی منم خبر کن کوچ کنم :-x احساست ستودنیست @};- @};- @};-
  • درود بر شما رسوا عزیز و مهربان .شرمنده که دیر به خوندنت اومدم .باور کن از دیشب برای ورود به سایت مشکل داشتم .هزار آفرین عجب ترانه ی زیبایی .چه تصاویر بکرو دلربایی .چقد جداب .میدونم موقع سرودن این جور ترانه ها چقد احساس دستخوش تغییر و تحول می شه ودر عین حال زیبایی که به شاعر دست میده سختی های خاص خودشو داره پس واقعن خسته نباشی و برای این کار بدون نقص و بسیار دلنشین با تمام وجود بهت تبریک می گم .ترانه ای که تمام احساسمو با خودش درگیر کرد .دست مریزاد . به تنــگ اومدم حال و روزِ زمین،مثِ لحظه هایِ یه خوابِ بده دیگه بســـه از بس تو دلتنگیامـ،کسی نیس جوابِ دلم رو بده میخوام تو هــوایی تنفس کنم،که شش هامو بویِ خدا پر کنه کسی نیس بیاد با غرور خودش،بخواد نون احساسو آجر کنه خـــودم باشم و آسمـــون و خــدا،خــدا باشه و عطرِ خوبِ دعا دعـــا باشه و قــلبا بی ادعــــــا،دعاباشه امــــا نــــــه از رو ریا دلــم رو به دریــا میدم دستمــو، میــزارم تو دستـــایِ پروانه ها میشینــم رو بـــالِ خیال و میــرم،بشــــم ساکـنِ شهرِ افسانه ها میخــــوام آبیِ آسمونــی بشم،به حسِ زمین خوردنم چیره شم ببنــــدم چشامو با چشمِ دلم،به نــــازِ نگـــاهِ خــــدا خیره شم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • خواهر عزیزم خیلی خیلی خوش اومدی دیر اومدنتون اذیت کننده اس وشیرینیِ اومدنتون جبران کننده....ممنونم همیشه حضور داری خیلی خیلی خیلی ارادت دارم بهتون ممنون @};- @};- @};-
  • فوق العاده ست... @};-
  • بزارم برم اونجــا کـــــه ارزشِ ،دلِ آدم از کــعبه هــم بیــشتره دوتــاچشــمِ خیــسو گرون میخرن ،دلم خیلی از دستِ اینجا پُره بسيار زيبا بود رسول جان
  • قربون دادا برم آفرین لذت بردم لایک @};- @};- @};- =D> وام کفشِ نور و بپوشم برم ،به جایی که خورشید و باور کنن همونجاکه عاشق شدن سخ(ت) نیس،که حالِ خرابم رو بهتر کنن بزارم برم اونجــا کـــــه ارزشِ ،دلِ آدم از کــعبه هــم بیــشتره دوتــاچشــمِ خیــسو گرون میخرن ،دلم خیلی از دستِ اینجا پُره مــگه آدم اونجـــا پرستــش بشه،مگـه من برم اونجا آروم بشم یـه دل دارم از دنیـــا این بسمــه،نمیترسم از چیزی محروم بشم
    • سامان عزیزم ممنونم قربونت برم تو کپی پیس کردنت یه نکته ی جالب دیدم وامِ کفشِ نور خیلی خوب میشد واسه خرید همچین کفشی وام میدادن....نه...داداش بازم ممنونم @};- @};-
      • ای شیطون دقتت منو کشتهههههههه . حالا کو وام خوب و کم درصد داداش اگه سراغ داری ما هم هستیم ;)) ;)) ;)) @};-
  • سلام به رسول گل و دوست داشتنی جنس ترانه هات و اخساسی که خرجش می کنی کاملا به بار نشسته بسیار زیبا @};-
  • سلام داداش رسول...... بازم که گل کاشتی ترانه ی خیلی خوبی بود و احساست خیلی زیباست بازم تبریک...... =D>
  • دلــم رو به دریــا میدم دستمــو، میــزارم تو دستـــایِ پروانه ها... عالی بود رسول جان، بدجوری به دلم نشست @};-
  • سلام اقاي ادينه شما واقعاً فوق العاده هستي و بي نظير سروديد =D> =D> =D>
  • سلام رسول جان خیلی زیبا و دلنشین بود...و لذت بردم از خوندنش احساست ستودنیه باید درس گرفت از ترانه هاتون "یک دنیا موفقیت" آرزوی من برای شما برادر خوبم @};- @};- @};-
    • علیک سلام جعفر عزیزم اختیار داری داداش ممنونم دوست خوبم @};- @};-
      • درودی دوباره داداش خودت تغییر کردی میخوای ما رو هم دچار تغییرات کنی؟ :"> ;)) جعفر نه فاتح یا جابر @};- @};- @};- یه دونه ای دیگه نمیشه باهات کاری کرد :-x
      • بجان خودم این بار دوم سر اسمِ قشنگت دچار مشکل میشم هنوز عادت نکردم اول فامیل و بخونم وبعد اسم رو :-? فاتحِ دلِ مایی داداش @};- @};- @};- @};-
      • کوچیکتم داداشم @};- @};- @};-
  • درود بر رسول عزیز آقا مثل همیشه عالی بودی واقعا لذت بردم =D> =D>
  • درود رسول جان احسنت دوست بزرگوارم باید دست مریزاد گفت به احساس و توانائیت واقعا لذت بردم موفق و پیروز باشی @};-
  • زیبا بود فقط همین =D> =D> @};- @};- @};-
  • سلام رسول جان سروده های شما همیشه زیبا ست واین کار فوق العاده زیبا و دوستاشتنی @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • درود بر رسوال عزیز کار زیبایی رو ازت خوندم بی اغراق تو جزو ده نفر اولی هستی که کارات مورد علاقه و سلیقه ی منه سبز بمانی @};-
    • عباس عزیزم سلام داداش چی بگم وال... خیلی خیلی خوشحالم از این بابت لطف زیادی داری و همیشه داشتی بهم شرمنده ام میکنی عزیزم @};- @};- @};-
  • دلــم رو به دریــا میدم دستمــو، میــزارم تو دستـــایِ پروانه ها میشینــم رو بـــالِ خیال و میــرم،بشــــم ساکـنِ شهرِ افسانه ها @};- درود و لایک.
  • جناب آدینه خیلی موضوع بکر و زیبایی رو انتخاب کردید.من دوسش داشتم.موفق باشید =D> =D> =D>
  • درود به داداشی گلم بابت این حس بسیار زیباا و قدرت قلم .. همیشه خواهم آموخت @};- @};-
  • درود جناب آدینه بسیار لذت بخش بود خواندن ترانه تون. @};- @};- بزارم برم اونجــا کـــــه ارزشِ ،دلِ آدم از کــعبه هــم بیــشتره @};- پیروز باشید
  • درود رسول عزیز.عجیب زیبا سرودی.هم موضوع هم وزن وپرداخت و هم تصاویر...خیلی دوست داشتم.شاید از همه کارات بیشتر دوست داشتم.آفرین به این حسه فوق العاده =D> =D> =D> شاد باشی دوست هنرمندم. @};-
  • سلام رسول جان مثل همیشه لذت بردم از ترانه زیبات بزارم برم اونجــا کـــــه ارزشِ ،دلِ آدم از کــعبه هــم بیــشتره دوتــاچشــمِ خیــسو گرون میخرن ،دلم خیلی از دستِ اینجا پُره
  • سلام برادر خوبم آقا رسول @};- @};- تو تلفیق شعر و شب و بوسه ای! تو اردیبهشتی،زمین بهمنه! زمین این روزا غربت شاعراس! تو هم حسرتت جنس بغض منه… =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> چقد براي خدا نوشتن لياقت ميخواد برادرم... خوش به حال قلم و دل پاكتون... ممنونم از اين ترانه ي دلنشين و عنواني صدبار دلنشين تر... ناز نگاه خدا @};-
    • الهه جان لیاقت یعنی اینکه شما و بقیه دوستامون بیاین و بخونین و با حس خوبی اینجا رو ترک کنین این لیاقته هر وقت نصیب من بشه خوشحالم خیلی امن خوشحال ناز نگاه خدا همیشه همراهت باشه @};- @};-
  • تو تلفيق شعر و شب و بوسه اي! تو ارديبهشتي،زمين بهمنه! زمين اين روزا غربت شاعراس! تو هم حسرتت جنس بغض منه… حس بي نظيري كه از ترانه ي قشنگت گرفتم منجر به تولد اين بيت شد! بهت تبريك مي گم كه با احساست به واژه ها عشق تزريق مي كني… @};-
    • =D> =D> =D> =D> =D>
      • يه سوال: چرا جاي كامنتا جابه جا شده ;)) :"> =============== میخــــوام آبیِ آسمونــی بشم،به حسِ زمین خوردنم چیره شم =D> ببنــــدم چشامو با چشمِ دلم،به نــــازِ نگـــاهِ خــــدا خیره شم =D>
      • منظورم اينكه هم جابه جا شده و هم نصفه اومده البته از من :-? ;))
    • =D> =D> =D> @};-
      • واقعا چرا اين طوري شده! تو همه ي تاپيكا همه ي كامنتا جا به جا شدن! :| اينجا من اول بودم،حالا از آخر اولم =((
    • خیلی خیلی از لطفت ممنونم آبجی سعیده ی عزیز این حرفو از هنرمندی مثل شما شنیدن خیلی حس خوبی به آدم میدم @};- @};-
      • تو تلفیق شعر و شب و بوسه ای! تو اردیبهشتی،زمین بهمنه! زمین این روزا غربت شاعراس! تو هم حسرتت جنس بغض منه… =D> =D>
    • این شعر از کیه؟؟؟ خیلی زیباست این بیت. میخوام کاملشو بخونم.
      • از بنده ي حقيره عليرضا جان :"> همون طور كه توي كامنتمم نوشتم(كامنت اولي) ترانه ي سراسر احساس رسول و حسي كه ازش گرفتم منجر به تولد اين بيت شد كه حتما در اولين فرصت ادامه مي دمش.
      • واو خیلی شاهکاره این بیت...
      • ممنونم،نظر لطفته عليرضا جان. @};-
    • عجب بیت زیبایی بود سعیده خانوم. لذت بردم واقعا =D> =D> =D>