غمِ مردِ جنوبی …(بوشهر تسلیت)

لالالالا؛ گل پرپر

بهار از آسمون پر شد

زمین لرزید و بلعید و

چشای خستَمون تر شد

غمِ مردِ جنوبی رو

چرا هیچکی نمی فهمید

خدایا کاشکی ؛ ای کاشَم

زمین هر گز نمی لرزید

————————-

زمین لرزید و سوزوندش

تمومه ارزوهامو

به چه دردی گرفتارم

بدین خورشید فردامو

من از درد نبودن ها

دارم از درد می پیچم

تمومه خوابم کابوسِ

خدایا بی تو من هیچم

حسودِ این زمین انگار

نمی خواد دل خوشی هامو

دل دفترچه هام تا شد

شکستن، دل تنهامو

—————–

آهای ای نخل خوابیده

چگونه خوشه هات خون شد

تمومه کاه گلی هامون

چگونه ساده ویرون شد

دل دیوار و برداشتن

رخ آیینه خط خورده

گلای باغچه مون پژمرد

دل بیچاره رنجیده

دل بیچاره رنجیده

https://www.academytaraneh.com/51074کپی شد!
1042
۱۳