ازاین خونه بروبیرون!!!

من زرد وسبز و بنفش دوست دارم،ببخش!

یادم نبود، تو من را سیاه می کشی!

به نام خدا

ازاین خونه بروبیرون
بکش از زندگیم  پاتو
به آتیش میکشم امشب
تو  و دنیا و عکساتو

همین حالا تمومش کن
صداتو نشنوم ،ساکت
فقط بیرون از این خونه
بیا،این کیف واین ساکت

هنوز رو صورتم مونده
نگا کن،جای انگشتات
غرور و مرد این خونه
شکستن،لای انگشتات

کجای زندگیم بودی؟
کنار سقف این خونه
همیشه زن برای مرد
مث دیوار میمونه!!!

منو توسهم هم بودیم
فقط  تووعکس رو دیوار
رو دوشم سقف این خونه س
داره می ریزه!!! کو دیوار!!!

من از گریه نمی ترسم
تو از این گریه بیزاری
نم اشکامو رو بالش
به پای ضعف میذاری

داره می لرزه…از ترسش
ترانه….دخترم….آروم!!
بیار پایین صداتو…هی…
یکم آرومتر…..خانوم…

قرارما به موندن بود
قرار حلقه ها باهم
ته فنجون تو کج شد!
مدار حلقه ها باهم

همین حالا تموش کن
همین حالا که من سردم
یه شب خرداد سبزم رو
فدای بهمنت کردم

هنوز رو صورتم مونده
نگا کن،جای انگشتات
غرور ومرد این خونه
شکستن لای انگشتات

آیدین

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام جناب قره باغی واقعا لذت بردم!!! تصویر سازیتون اونقدر خوب بود که هر بیت میاد جلوی چشم آدم @};- @};- @};- و همه ی گفتنی ها رو سرکار خانم موسوی عزیز، حمیده سادات عزیز، آقای آدینه، آقای ادریس زاده و دیگر دوستان گفتن.. =D> =D>
  • همه گفتنیارو گفتن.منم باید بگم شما از معدود افرادی هستین که قلمشو ستایش میکنم.
  • درود آیدین عزیز.ممنون که دعوت کردی تا کاره به این خوبی رو بخونم.پره تصویر و حرف.خیلی ضربه هایه قشنگ و به جا.لذت بردم دوست عزیز.لایک =D> شاد باشی انشا الله @};-
    • سلام علی عزیز .... همون طور که گفتم من برای این ترانه به دلایل خیلی زیادی نتونستم هیچ کسی از دوستان رو دعوت کنم. ممنون که به دعوتم احترام گذاشتی اومدی وامیدوارم که دیگه از دس من دلخور نباشی بزرگوار.... قربانت آیدین @};-
  • جدا یکی از بهترین ترانه هایی بود که تا حالا خونده بودم واقعا عالی بود =D> =D> =D>
  • افرين افرين افرين..... =D> =D> =D> =D> =D> =D> واقعا داغونم كرد ترانتون مرسييييييييييييي @};- @};- @};- @};- @};- زيبا بود ..موفق باشين
  • سلام دوباره پیجی رو درنظرات دیدم که بسیار غمگینم کرد. همون اندازه غمگین که دیدن یک ترانه ی تقدیمی حدود سه ماه قبل خوشحالم کرده بود! نمی دونم ما قراره به کجا برسیم؟ داریم چه میکنیم؟ چیو فدای چی می کنیم؟!!! خـــدا خودش بهمون رحــم کنه! اما عیبی نداره تنــها که باشی تازه میفهمی چقــد مـَــردی! براتون آرزوی آرامـــش و سعادت دارم. ((بهــارتان بی دو رنـــگی))
    • ممنون بانو..... ممنون از لطف دوبارتون.... مهم نیست.......زمان داروی خوبی برای همه کس و همه چی!!! من سعي كردم مثل اين مردم نباشم... وقتي خدا مي سوخت «من » هيزم نباشم...... حالا خدا مرده... و من مرده... و هرچه...... دنياي من خالي ست از دنيا، اگرچه ....... تنهايي ام را شهر دارد مي فشارد...... مردي كه جز تنهايي اش چيزي ندارد...... ازدکتر موسوی که هم خودشو هم شعراشو دوست دارم. خوشحالم کردین برای بازگشت دوبارتون خواهرم. با سپاس آیدین @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> @};-
  • بیا،این کیف واین ساکت من همیشه فکر میکردم کیف همون ساکه خیلی خوب بود :-x
  • قشنگ بود معلومه عصبانی بودی این شعرو گفتی :-) :-D @};-
  • سلام آیدین عزیزم. کار زیبایی بود ولی اون انسجام لازم رو نداشت میدونی چرا؟ چون من از آیدین قره باغی بیشتر ازین انتظار دارم. آیدینی که ترانه ی "مگه میشه از تو باورم نشه" رو نوشته اینجا دوباره تکرار نشده. ترانه ی قبیلت رو بارها و بارها خوندم و لذت بردم و حتی کپی برداشتم. ولی از عمده ایرادات این کار یکی طولانی بودن بی مورد ترانه س. اگه تو هر بند حرف تازه ای میزدی طولانی بودن ایرادی نداشت. ولی تقریبن نصف بندها اضافه بود هی یک حرفو تکرار میکردی مثلن کجای زندگیم بودی؟ کنار سقف این خونه همیشه زن برای مرد مث دیوار میمونه!!! و منو توسهم هم بودیم فقط تووعکس رو دیوار رو دوشم سقف این خونه س داره می ریزه!!! کو دیوار!!! این دو بند چه فرقی تو مضمون و محتوا با هم دارن؟ فقط بیرون از این خونه بیا،این کیف واین ساکت تو این بیت هم کاش مینوشتی برو بیرون ازین خونه که سایر دوستانم اشاره کردن... به امید ترانه باران دوست خوبم @};-
    • سلام علی جان و رضای عزیز :-) خوب زانر دو ترانه فرق دارن دداش.... اون دو بیت هم از لحاظ معنای بند دوم مکمل اولی..... در مورد بند دوم هم رو چشمم داداش حتما باز نگری میکنم.... اما در کل ازت ممنوم داداش..... اون بند توو پیجتم خیلی دوست دارم وکپیش کردم. قربانت آیدین @};-
  • عالي بود آيدين جان بسيار عالي @};-
  • همین حالا تمومش کن، صداتو نشنوم ،ساکت فقط بیرون از این خونه، بیا،این کیف واین ساکت * تمومش کن همین حالا که دلگیرم از این قصه که هر چی میکشیم از عشق برای هو دومون بسه سعید ایمانی همین حالا تموش کن، همین حالا که من سردم یه شب خرداد سبزم رو، فدای بهمنت کردم خسته از «انقلاب» و «آزادی»، فندکی درمیاوری... شاید هجده «تیر» بی سرانجامی، توی سیگار «بهمنت» باشد مهدی موسوی
    • دکتر موسوی.... فکر کنم تموم مجموعه هاشون خوندم . کدوم دیو دزدید خواب منو؟ کدوم کوه یخ، دستمو سرد کرد؟ کدوم زن به من جرأت عشق داد؟ کدوم گریه آخر منو مرد کرد؟ ممنون از یاد آوریتون بانو @};-
  • سلام ... تصاویری که از ترانه های بنده وام گرفته شده ، چه خوب بود که در اینجا اشاره می شدو حرفه ای برخورد می کردید ، اسمتان پای ترانه های بنده وقتهایی درج شده ست که کوچکترین نیازی نبوده و فقط حس " دادا " بودن ایجاب کرده ، اما اسمم زمانی پای کارتان نیست که خودتان گفته بودید که از ترانه ی " ترانه ، دخترت ، و لیوان و انگشتر استقبال نموده اید ... البته این قضیه بیشتر از من بایستی برای خودتان مهم باشد ، در غیر این صورت مارک کپی بودن اما با سطح پائین از آرش توفیقی را خواهید گرفت ، مارکی که اکثر ترانه سراها در تبریز مدتی به دوش کشیده اند ... نقد کارتان را در انجمن دوستان انجام دادند و بنده فقط اضافه می کنم که در جاهایی قدرت اجرا شدن را از کار گرفته اید ، اگر زبان ترانه مثل آغاز پیش می رفت با یک اثر که قابلیت اجرا و ماندگاری البته نه چندان طولانی مواجه می شدیم که هنوز هم این اثر چنین پتانسیلی را دارد ... من اثر قبلی را بسیار ارجح تر و منسجم تر از این کار در ژانر خود می بینم و امیدوارم برای ادامه ی مسیر کارهایی با محتوا و زاویه ی دید و پرداختی عالی را از شما ببینم ... یه چیزی از خودت اینجای قصه س یه قصه از خودت هرجای خونه تو رفتی ، من ، ترانه ، دختر ما به جای تو شده ، دنیای خونه با سپاس "آرش توفیقی "
    • سلام *دیشب سرم به بالش ناز وصال باز... صبحست وسیل اشک به خون شسته بالشم* (استاد شهریار) تنها بیتی که ازش تو این ترانه الهام گرفته شده برای ساخت بند *نم اشکامو رو بالش به پای ضعف میذاری* توو رفتارت تجدید نظر کن،دوستانه گفتم چون پتانسیل خوب بودن وهنوز داری!!! @};-
      • درود جناب توفیقی گرامی! ادبیات یعنی: تا توانی دلی به دست آور/دل شکستن "هنر" نمی باشد! ادبیات یعنی: عیب کسان منگر و احسان خویش/دیده فرو بر به گریبان خویش! (گاهی آموخته هایمان را توجیهی می کنیم برای رنجاندن دیگران و از خود برای خود بتی می سازیم، غافل از کسب معرفت حقیقی!) مگر جز این است که هر شعری ترجمه ی اشعار دیگر است و بس؟! مگر بدون تأثیرپذیری و الهام گرفتن هم می توان شعر نوشت؟! مگر به کار بردن واژه ای در شعرمان، معنای مالک آن واژه شدنمان را می دهد؟! اگر تا به امروز هیچ شعری نوشته نشده بود، شما می توانستید یک بیت، فقط یک بیت شعر بنویسید؟! حالا فرض می گیریم و فقط فرض می گیریم که ادعاهایتان با عنوان نظر پای این ترانه، صحت دارد، اما در این صورتِ فرضی هم باید یادمان نرود که این جا محیطی مجازی ست که در آن تعدادی کارورز دور هم جمع شده ایم و مشق ترانه می کنیم و تا ترانه سرا شدنمان مشق ها باید کنیم! تصور می کنم که شدیداً تحت تأثیر جوّ بیانیه و جوابیه صادر کردن های اخیر برخی ترانه سرایان نامی سرزمینمان همچون شهیار قنبری و یغما گلرویی قرار گرفته اید و به عنوان کوچکترین عضو این جامعه ی مجازی، خیلی دوستانه پیشنهاد می کنم که تا جایگاه واقعیتان را کاملاً گم نکرده اید، از این جو خارج شده و دوباره پیش ما برگردید که این ره که شما می روید نه حتی به ترکستان که به ناکجا آباد است! در صورتی هم که منکر صحت نظرات بنده ی کمترین هستید، می توانید بر اساس همان آیین حرفه ای گری تان که دمش را می زنید رفتار کنید! موفق باشید...
  • بسیار زیبا.فقط مدار حلقه یکم حس میکنم سنگین واسه ترانه.
  • زیبا و دلنشین مرسی دادا =D> =D> =D> @};-
  • بسیار عالی .. در پیج لذت بردم و در این فضا این لذت دوچندان شد . فضای پرداخت دوست داشتنی و دلنشین بود / @};- @};-
  • کار خوبی بود..فقط خطا رو اعصابم رفت ای کاش فقط یه اینتر می زدید
  • درود ایدین خان واقعا به دل نشست همه چیز خوب بود @};-
  • سلام برادرعزيزم. @};- با خوندن ترانتون ياد اين جمله افتادم... اين جمله كه با همه ي 15 سالگيم هروقت ميشنومش...خوردم ميكنه.... (....اينروزها....مردم به دست هم پير ميشوند...تا به پاي هم...!!!) ========== مرد خرداديِ اين ترانه (بايد) مرد بمونه و (نبايد) آسون بشكنه... @};- لحظه لحظه ي زندگيتون پُر از خدا برادر خوبم... @};- @};- @};- ========== داره می لرزه…از ترسش =D> ترانه….دخترم….آروم!! =D> بیار پایین صداتو…هی… =D> یکم آرومتر…..خانوم… =D>
    • سلام الهه جان خوبی بزرگی و کوچیکی به سن نیست خواهر گلم به دل وچشم آدماست.... تو هم دل صاف وهم چشم روشنی داری واین خوبه... مواضب مهربونیات باش خوب؟ این گلم از طرف همه بچه های آکادمی چون میدونم پای ترانه همشون رفتی وبا همه مهربونی وفرقی واست نمی کنه که کی هستن.... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • همین حالا تمومش کن صداتو نشنوم ،ساکت فقط بیرون از این خونه بیا،این کیف واین ساکت =D> =D> =D> wow !!! بی نظیییییییییییر بود ، عاالی واقعا لذت بردم و از صمیم قلب ترانتون رو پسندیدم . احسنت ب شما @};- @};- @};-
  • سـلام آقاي قره باغي ترانه اي كه ازتون خوندم اونقدر حسّي بود كه ترديد دارم بايد نقدش كنم يا نه؟! اين جنس نوشتن رو هميشه دوست داشتم حتّي اگر تصاويرش رو بارها و بارها ديده و شنيده باشم. به آتیش میکشم امشب تو و دنیا و عکساتو... هنوز رو صورتم مونده نگا کن،جای انگشتات همین حالا تموش کن همین حالا که من سردم یه شب خرداد سبزم رو فدای بهمنت کردم مي دونم و مي دونيد كه اين تصاوير،با همين شكل روايت و زاويه ي ديد، اونقدر بكر نيستن كه بتونن مخاطبتون رو به وجد بيارن، اما گاهي بازخواني درد هم لذتبخشه خصوصا وقتي ... در كليت ترانه تكرار كلمه ي "خونه" خصوصا دركنار حرف اشاره" اين" كمي آزار دهنده شده و ترانه رو به سمت تصنع برده. "فقط بیرون از این خونه" دراين بند كاش به جاي فقط از همون برو استفاده ميشد كه ضربه ي بيشتري داشته باشه اگه من شاعر بودم در قالب وزن، مصرع رو با گمشو مي چيدم! و درنهايت سه بند اين ترانه رو دوست تر داشتم: همین حالا تمومش کن صداتو نشنوم ،ساکت فقط بیرون از این خونه بیا،این کیف واین ساکت و منو توسهم هم بودیم فقط تووعکس رو دیوار رو دوشم سقف این خونه س داره می ریزه!!! کو دیوار!!! و داره می لرزه…از ترسش ترانه….دخترم….آروم!! بیار پایین صداتو…هی… یکم آرومتر…..خانوم… راي تقديم احساس شما. ((بهــارتان بي حــادثه))
    • سلام خانم غفوریان شما بهتر میتونی ارتباط این ترانه ومنو بفهمین واین خوشحالم میکنه که شما هم از اون دسته افرادی هستین که تزویر نمی کنین در رفتار وگفتار!!!!! این قسمتی از دیالوگ فیلم مختار نامه ست که عاشقشم...... امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم،که بدترین آفت دین است.... تزویر بالباس دیانت وتقوا به میدان می آید ،تزویر سکه دوروست که بر یک روش نام خداوبر روی دیگرش نقش ابلیس است...... عوام خدایش را می بینند،واهل معرفت ابلیسش!!!! نکته ای که اشاره کردین در مورد ضمیر *این*تنهانقد وارد بر این ترانه ست که خود منو هم اذیت میکنه وممنون از این نکته سنجی ولی باور کنین ایراد از من نیست چون تو همین دیدگاه بنده6بار از این ضمیر استفاده کردم نگا.. ;)) سپاس از حضورتون بانو @};-
  • سلام بسیارزیبا و جالب و اما این بیت که منو عاشق خودش کرد منو توسهم هم بودیم فقط تووعکس رو دیوار رو دوشم سقف این خونه س داره می ریزه!!! کو دیوار!!! =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • به به خیلی قشنگ بود آفرین بر شما واقعن لذت بردم .چقد خوب حسمو درگیر کرد.چقد پرداخت منسجم و پخته ای داشت..غیر از اسم ِ ( ترانه ) هر اسمی روی این دختر میذاشتید به کارتون ضربه میزد و اگه تعمدتون از این اسم کنایه برای ترانه بوده باشه بسیار دلپذیرو مناسبه ..فقط یه نکته توو بیت فقط بیرون از این خونه بیا،این کیف واین ساکت...(بیا ) 2 تا حالت می تونه داشته باشه نمیدونم بیا پشت بند ِ خونه خونده میشه یعنی ...فقط بیرون از این خونه بیا ، این کیف و این ساکت..یا این بیا برای دادن کیف و ساک به کار رفته و واقعن برام جای سئواله که میشه از یه فعل برای دو منظور استفاده کنیم ..چون به نظرم اگه این مدنظرتون باشه و درست باشه میونبر جالبی هست در کل بسیار لذت بردم .ممنون برای این اثر خوب و دلنشین و بسیار می پسندم منو توسهم هم بودیم فقط تووعکس رو دیوار رو دوشم سقف این خونه س داره می ریزه!!! کو دیوار!! =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام بانو موسوی عزیز ممنون از نظر لطفتون نسبت به ترانه وخوشحالم که مورد پسند قرار گرفته...... در اون بند هم شما دقیقا اون چیزی رو که مد نظر من بود ودر نظر گرفتین واین خوشحالترم کرد.... تقدیم به احساس پاکتان @};- @};-
  • خیلی خوب بود.حس قشنگی تو ترانه هست که لذت بخشه.آقای قره باغی موفق باشید @};- @};- @};-
  • سلام ایدین جان خیلی عالی بود خیلی مرسی همین حالا تموش کن همین حالا که من سردم یه شب خرداد سبزم رو فدای بهمنت کردم =D>
  • درود جناب قره باغی عزیز دست مریزاد بزرگوار از خواندن ترانه زیباتون لذت بردم موفق و پیروز باشید @};-
  • سلام آيدين جان ترانه ي بسيار زيبايي ازت خوندم و به نظرم تمام ويژگي هاي يك ترانه ي خوب رو دارا بود. لذت بردم،موفق باشي دوست من. @};-
  • آیدین جان سلام دادا ی عزیزم امیدوارم امسال سکوتت شکسته بشه وکارهای زیباتو بخونیم و استفاده کنیم زیبا بود واین جمله ی کلیشه ای پای ترانه ای که کلیشه نیست رنگ وجلایی نداره پس از من قبولش کن داره می لرزه…از ترسش ترانه….دخترم….آروم!! بیار پایین صداتو…هی… یکم آرومتر…..خانوم… =D> =D> فضاسازی این قسمت رو خیلی دوس داشتم ترانه در ترانه شد این کارت -------------------------------------- همین حالا تمومش کن صداتو نشنوم ،ساکت فقط بیرون از این خونه بیا،این کیف واین ساکت دوتا مصرع دوم این بند به مشکل برخوردم فقط بیرون از این خونه بیا(برو!!!)؟؟ شایدم این بوده برو بیرون از این خونه بیا این کیف و این ساکت ------------------------------------------ آیدین دادا همین طور با تمام وجود بنویس @};- @};- @};-
    • سلام داداش خوشحالم می کنی با این تواضع ومهربونی..... شعر وترانه وغزل بهانه ست برای اینکه بگیم هستیم...... واحساس درونی رو نسبت به یک واقعه نشون بدیم...... این نظر منه خوب هر کسی هدفی از انجام یک کاری داره..... داداش مواضب خوبیات باش که مهمتر از ترانه وشعر وغزل،باور کن.... چون خیلیا فقط زست خوب بودن می گیرن!!! قربانت آیدین @};-
  • سلام اشک مرد نشون ضعف نیست نشون دلیه که هنوز سنگ نشده قشنگ بود دوست من @};- به منم سر بزن https://www.academytaraneh.com/50559/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1-2/
  • =D> =D> =D> زیبا بود جناب قره باغی @};- پیروز باشید